بررسی تأثیر روش آموزش استقرایی بر نتایج طراحی در درس طراحی معماری 4 (نمونه موردی: دانشگاه خیام مشهد)

نویسندگان

1 پژوهشگاه میراث فرهنگی، تهران، ایران

2 دانشکده فنی مهندسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران

doi
10.22061/jte.2019.4494.2076
چکیده

پیشینه و اهداف:هدف دانشکده­های معماری، پرورش نیروی کارآمد جهت سازماندهی فضای زیستی آدمی می­باشد، اما متاسفانه شاهد عدم تحقق این هدف در فضای حرفه­ای معماری هستیم. اصلی­ترین دلیل بروز این مشکل در تفاوت نیاز جامعه­ی حرفه­ای با راستای آموزش معماران و تاثیر آن بر میزان توانایی دانش­آموختگان دانست. در این راستا لازم است دانشکده ها تلاش کنند نیروهایی تربیت کنند که متناسب با نیاز واقعی جامعه و در جهت برآورده کردن آن نیازها باشند. با توجه به برنامه­ی آموزش معماری در کشور و سرفصل آموزشی، سهم عمده‌ای از تربیت طراحی دانش‌آموختگان این رشته،  بر عهده‌ دروس 5 گانه‌ی کارگاهی طرح می‌باشد. بنابراین ارزیابی روش تدریس تک‌تک این دروس حائز اهمیت می‌باشد. در بخش نخست این مقاله، مباحث درس طرح معماری 4 به لحاظ اهمیت ویژه­ای که در آخرین سال آموزش آکادمیک معماری، داشته و جز نخستین تمرین های جدی دانشجو پیش از فراغت از تحصیل می­باشد، مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه، تأثیر روش آموزش استقرایی در طرح‌های نهایی، در جامعه‌ آماری مورد نظر پژوهش(دانشگاه خیام مشهد) تحلیل می‌شود. فرضیه‌ای که مطرح می‌گردد این است که روش آموزش استقرایی می‌تواند منجر به خلق طرح‌های واقع‌بینانه، خلاقانه با روابط فضایی صحیح شود که پاسخگوی اهداف طراحی هستند.روش‌ها‌: نمونه موردی پژوهش با استفاده از روش تحقیق ترکیبی بررسی شد. علت انتخاب این دانشگاه سابقه­ی چندین ساله­ی تدریس یکی از نویسندگان در این دانشگاه می­باشد. با هدف انجام پژوهش کاربردی و به روش توصیفی-تحلیلی و پیمایش میدانی اطلاعات از طریق پرسش‌نامه‌ بسته، مشاهده و مطالعات اسنادی گردآوری گردید. روایی پرسش‌نامه‌ها از طریق روش سنجش محتوا و در سه مرحله توسط متخصصین بررسی گردیده و برای سنجش ثانویه اعتبار اطلاعات از روش مثلثی استفاده شد. اطلاعات گردآوری شده توسط تحلیل محتوا، نرم افزار Spss و تحلیل­های قیاسی و گرافیکی مورد بررسی قرار گرفت.یافته‌ها:یافته­های تحقیق نشان می‌دهند روش آموزش استقرایی می‌تواند منجر به خلق طرح‌های واقع‌بینانه، با روابط فضایی صحیح که پاسخگوی اهداف طراحی هستند، ­شود. همچنین این روش منجر به خلق طرح‌هایی قابل اجراتر می‌گردد، به میزان بیشتری از خیال‌پردازی فاصله داشته، بیشتر توانسته‌اند پاسخگوی مسائل سازه‌ای و اجرایی باشند، به اهداف مورد نظر در سرفصل آموزش طرح 4 قرابت بیشتری دارند، بیشتر توانسته‌اند میان ضوابط و احکام با ایده‌های خلاقانه طراحی ارتباط بهتری برقرار نمایند، کیفیت‌های فضایی طراحی شده در پروژه‌های طراحی شده با روش جزء به کل با موضوع طراحی قرابت بیشتری دارند، بیشتر توانسته‌اند به استانداردهای فضاهای عملکرد مورد نظر و روابط فضایی صحیح نزدیک باشند؛ اما در عین حال این طرح­ها مانع پرورش خلاقیت دانشجو طراحی خلاقانه می‌گردد.نتیجه‌گیری: با تغییر روش آموزش طراحی، در مواردی که فرضیه تحقیق به آن اشاره داشته است، تغییراتی صورت گرفته که بر اساس آن می‌توان برای روش مناسب فرایند طراحی تصمیم‌گیری نمود و رابطه معنی‌داری میان متغیر وابسته و متغیر مستقل تحقیق وجود دارد که وجود یک ضریب همبستگی خوبی میان روش آموزش فرایند طراحی و نتیجه‌ طراحی را اثبات می‌کند. در پژوهش‌های آتی می‌توان به ارائه‌ راهکارهایی جهت رفع ضعف این روش پیشنهادی در زمینه‌ محدودسازی دانشجو در پرورش خلاقیت با روش‌های تکمیلی پرداخت  و مدل­های آموزشی جدیدتری را پیشنهاد نمود.