نگرشی تحلیلی – انتقادی به مفهوم حوخما براساس قطعه حکمی 4Q185 طومارهای بحرالمیت
نویسندگان
1 . استادیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه تهران، تهران، ایران؛
2 دانشیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه تهران، تهران، ایران؛
doi
10.22059/jrm.2023.350657.630399چکیده
از زمانیکه طومارهای بحرالمیت کشف شدهاند، متخصصان همواره در پی بررسی ارتباط میان ادبیات طومارها، انجمن قمران و یهودیت رسمی بودهاند. در این راستا، پژوهش حاضر «مفهوم حکمت» را در قطعۀ حکمی 4Q185 طومارهای بحرالمیت مورد واکاوی، تحلیل و نقادی قرار داده است. اهمیت این متن حکمی قمران در این است که با فراهمکردن و ارائۀ نمونۀ جدیدی از دستورالعملهای حکمی، نشاندهندۀ جایگاه ویژة آموزههای حکمی در دورۀ معبد دوم است. این آموزهها، از یکسو پیوند نزدیکی با آموزههای حکمی کتابهای امثال و بنسیرا دارند و از سوی دیگر مفهوم جدیدی از حکمت را بهدست میدهند. این جستار با بررسی و تحلیل مؤلفههای گوناگون و بههم پیوستۀ قطعۀ 4Q185 نتایج بهدست آمده از مفهوم حکمت را ارائه داده و سپس با در نظر داشتن شرایط تاریخی و نشاندادن ارتباط این طومار با جامعۀ قمران، مؤلفههای قطعۀ 4Q185 را مورد نقد و ارزیابی نیز قرار میدهد و چشمانداز جدیدی از یهودیت سدۀ نخست میلادی را عرضه میکند: با تحلیل و ژرفنگری در مؤلفههای قطعۀ 4Q185 بهاین نتیجه نائل شدهایم که چگونه برخی سنتهای خاص در یهودیت گسترش و تکامل مییابند و زمانیکه آنها با چالشهای جدید دینی، فرهنگی و اجتماعی مواجه میشوند، دگر باره از سنت یهودیت باستان شکل میگیرند. بنابراین براساس بررسی و تحلیل مؤلفههای حکمی جدیدی در قطعۀ 4Q185 طومارها، بهفهم یکی از مفاهیم مهم تاریخی و جامعهشناختی یهودیت در دورۀ معبد دوم نائل شدهایم و آن را مورد نقد قرار دادهایم.