تحلیلی بر موانع تربیت عقلانی بر پایه نظریه کنش ارتباطی هابرماس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیموتربیت، گروه علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22067/fedu.2023.77420.1176چکیده
هدف اصلی این پژوهش تبیین ابعاد اصلی عقلانیت ارتباطی هابرماس و بررسی موانع تربیت عقلانی مبتنی بر این نظریه است. این موانع در چهار سطح 1. کاربست 2. «نوع کنش» 3. کارکردهای مترتب با عقلانیت ارتباطی و 4. موانع موجود در سطح پایه یا زیستجهان تبیین شدهاند. برای پاسخ به سوالات پژوهش از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. یافتهها نشان دادند موانع موجود در بسط و برقراری تربیت عقلانی مبتنی بر دیدگاه هابرماس را میتوان در سطوح چهارگانهی باورها، رفتارها، کنشها و ارزشها دستهبندی کرد. بنابراین تأکید افراطی بر نسبیت معرفت و حقیقت، تأکید بر بازتولید رفتارهای مخدوشکننده عقلانیت ارتباطی و اشاعه کنشهای ضد مفاهمه مهمترین موانع هستند. این موانع نیز بر اثر فقدان مهارتهای گفتوگویی، فقدان زمینه مشترک در ارتباط مبنی بر رابطه بین الاذهانی، اعمال باورهای سلطهجویانه، شدت و قوت بیشتری میگیرند. از سوی دیگر تلاش در برقراری مناسبات برابر و تأکید بر موجهسازی و صدق اطلاعات، پرهیز از مستعمره ساختن زیستجهان ارتباطی افراد، تأکید بر اشتراک آزادانه باورها و احساسات نیز ازجمله عواملی هستند که موانع ذکرشده را تعدیل میسازند.