کاربست نظریه انتقادی در چرخه سیاستگذاری آموزشوپرورش
نویسندگان
1 کارشناسیارشد علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 استادیار علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22067/fedu.2023.81563.1255چکیده
سیاستگذاری عمومی به معنای دولت در اجرا است؛ یعنی در موضوعات عمومی، دولت چه تصمیماتی برای چه گروههایی با چه ابزارهایی میگیرد و چه نتایجی از این تصمیمات حاصل میکند. سیاستگذاری آموزش به معنای طراحی و اجرای سیاستهایی است که دولت در زمینه آموزش به کار میگیرد. آموزش، نهاد جامعهپذیری برای دولت است و به همین علت دولتها از آموزش بهعنوان کالایی عمومی در راستای بازتولید مشروعیت استفاده میکنند. بررسی سیاستگذاری آموزش فراتر از رویکردهای پوزیتیویستی مرسوم در علم سیاستگذاری عمومی، با بهرهگیری از نظریات انتقادی در علم نظری سیاست، هدف این مقاله است. بدین منظور با استفاده از روش انتقادی سعی شده است چرخه سیستمی سیاستگذاری آموزش بر اساس نظریه انتقادی نظم بخشی شود. چرخه سیستمی سیاستگذاری مراحلی از قبیل ورودی سیستم، طراحی، اجرا، خروجی، ارزیابی و بازخورد دارد که در این مقاله سعی شده است با بهرهگیری از نظریههای انتقادی یورگن هابرماس، پییر بوردیو و لوئی آلتوسر چرخه سیستمی سیاستگذاری آموزش از منظر انتقادی بررسی شود. یافتههای مقاله نشان میدهد نظریه انتقادی، رویکردی است در پاسخ به ناکارآمدیهای نظریه مرسوم پوزیتیویستی و سعی میکند با اصطلاحات حوزه عمومی، خرد ارتباطی، میدانهای قدرت و سازوبرگ ایدئولوژیک حکومت، فضایی جدید برای سیاستهای آموزشی سامان دهد.