شناسایی و رتبهبندی موانع اثربخشی آموزش الکترونیکی کارکنان (مطالعه موردی دانشگاه علوم پزشکی کردستان)
نویسندگان
1 گروه حسابداری، دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی،دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 گروه حسابداری، دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی،دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
3 گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22061/jte.2019.4173.2016چکیده
پیشینه و اهداف:سازمانها از دیرباز تاکنون برای نائل آمدن به اهداف آموزش ضمن خدمت خود از روشهای آموزشی گوناگونی همانند ارائه حضوری و سخنرانی، بحث گروهی، بازدید میدانی یا گردش علمی و مطالعه موردی بهره بردهاند. ازجمله بدیعترین روشهای آموزشی، آموزش مجازی یا آموزش الکترونیکی است. با توجه به اهمیت ویژه آموزش ضمن خدمت کارکنان از یکسو و پیشرفتهای تکنولوژی از سوی دیگر لزوم بهرهگیری از این فنّاوریها در بحث آموزشهای سازمانی بیشازپیش احساس میشود. با وجود مزایای این حوزه سازمانها نباید بدون اطلاعات و تحلیل کافی و بهصِرف همسو شدن با تغییرات و پیشرفتها اقدام به استفاده نسنجیده و غیر اثربخش از مواهب فناوری نمایند بلکه بهجاست که موانع پیش رو در این زمینه را مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهند در این راستا پژوهش حاضر باهدف مطالعه آموزش مجازی ضمن خدمت کارکنان و شناسایی موانع اثربخشی آن انجامگرفته است لذا پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی و ازنظر هدف، کاربردی است.روشها: جامعه آماری پژوهش متشکل از مدیران، اساتید دانشگاهی و متخصصین در حوزههای مورد مطالعه پژوهش بودند که در میان آنها تعداد 29 نفر با استفاده از روش قضاوتی انتخاب شدند. برای پاسخگویی به سؤالات پژوهش ابتدا با استفاده از مطالعه کتابخانهای و روش مصاحبه، به جمعآوری اطلاعات پرداخته شد در بخش کیفی دادههای بهدستآمده از مصاحبه با استفاده از تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت؛ بدینصورت که تعداد واژهها، الفاظ و اصطلاحات بهکار رفته در جملهها و میزان تکرارشان شمارش و بررسی گردید تا الگوهای موجود در گفتهها کشف و موانع بهصورت عبارات کوتاه استخراج شود. سپس جهت تأیید و اتفاقنظر کارشناسان بر موانع شناساییشده از روش دلفی استفاده گردید. در طی سه مرحله استفاده از روش دلفی نهایتاً به 25 عامل (مانع) در قالب شش مانع اصلی دستهبندی شد. پس از اینکه در مرحله سوم اتفاق نظر نهایی از طریق معیار ضریب کندال به میزان 78% محرز گردید، با استفاده از آزمون فریدمن عوامل رتبهبندی شدند.یافتهها: در مجموع 32 عامل به عنوان موانع آموزش الکترونیکی، شناسایی و رتبهبندی شدند که بر اساس این رتبهبندی موانع مرتبط با فراگیر در رتبه نخست و عوامل زیرساختی، موانع عمومی، محتوای آموزشی، عوامل مرتبط با مدرس و عوامل سازمانی به ترتیب در رتبههای بعدی قرار گرفتند. هرکدام از این پنج عامل اصلی خود دارای زیرعامل های فرعی دیگری بودند که به تفکیک هرکدام از این زیر عاملها هم با استفاده از آزمون فریدمن رتبهبندی شدند. به عنوان نمونه در بخش موانع مرتبط با فراگیران: مقاومت فراگیر در برابر تغییر در رتبه اول، دانش و مهارت محدود فراگیران در حوزه فناوری اطلاعات در رتبه دوم، عدم باور فراگیران به آموزش در فضای مجازی در رتبه سوم و نهایتاً دسترسی محدود فراگیران به ابزارهای فناوری اطلاعات در رتبه چهارم قرار گرفت.نتیجهگیری: با توجه به موانع به دست آمده در این پژوهش و همچنین تعیین میزان اهمیت هر کدام به نظر می رسد که در زمینه اقداماتی که در راستای اثربخشی آموزشهای مجازی ضمن خدمت صورت میگیرد از جمله تخصیص هزینه، نیرو و ... در درجه اول بر روی عوامل فراگیران و سپس بر اساس درجه اهمیت بر روی سایر عواملی که در پژوهش رتبهبندی شده است متمرکز شود.