کنکاشی بر پاسخدهی به بروز کفایت اجتماعی در محیط های یادگیری نوجوانان متاثر از نوع تجربیات طراحی درنگرش بیوفیلیک

نویسندگان

1 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، لاهیجان، ایران

2 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، لاهیجان، ایران

doi
10.22061/jte.2019.4655.2097
چکیده

آنچه از دغدغه­ های جدی در نظام شهرنشینی معاصر تلقی می­گردد، شکاف در حال گسترش بین انسان و نظام­های طبیعی است. تراکم شدید ساختمان­ها ، لمس تکنولوژی به جای لمس طبیعت و بی­علاقگی نسبت به دغدغه­های زیست محیطی را برای نوجوانان شهرنشین به همراه داشته است که می­تواند سطح سلامت­روان یک نوجوان را به سبب حضور در مسیر بلوغ دچار بحران جدی نماید. بسیاری از مطالعات در حوزه محیط­های یادگیری حاکی از اثربخشی تعامل با فرآیندهای طبیعی بر ارتقا هویت اجتماعی نوجوانان است و بر این اساس ایجاد بستر فعالیت مناسب در جهت کاهش آسیب­های اجتماعی و کسب مهارت‌های اجتماعی می­تواند در کاهش فشارهای روانی موثر باشد.پیشینه و اهداف: پژوهش ها نشان داده است تعامل نوجوان با طبیعت در بهبود استرس و ارتقا بهداشت روانی موثر و همچنین محیط های یادگیری طبیعت محور نقش مهمی در توسعه هویت اجتماعی نوجوانان دارند. این پژوهش سعی دارد با شناخت و تحلیل الگوهای رویکرد بیوفیلیک به عنوان رویکردی طبیعت مبنا همراه با کسب توانمندی ها و مهارت های مرتبط در محیط‌های آموزشی به ارتقا سطح سلامت روان نوجوانان بپردازد.پژوهش حاضر ضمن تبیین الگوهای منطبق بر تجربیات نگرش بیوفیلیک (زیست­گرا) به اولویت­بندی شاخص­های محیطی مرتبط در جهت کسب توانمندی­های (شناختی، رفتاری، هیجانی، انگیزشی) دوره نوجوانی در بستر یادگیری می­پردازد.روش‌ها‌: روش مورد استفاده بر حسب هدف، کاربردی و شیوه‌ی مطالعه بر حسب ماهیت ، توصیفی ـ تحلیلی و پیمایشی می‌باشد.گردآوری اطلاعات بر مبنای مطالعه منابع کتابخانه­ای و در مرحله میدانی از طریق توزیع پرسشنامه و مصاحبه و جهت تحلیل داده­ها از نرم­افزار SPSS  استفاده شده است.  برای آزمون معناداری رابطه متغیرها در فرضیات پژوهش از آزمون خی­دو، برای بررسی میزان همبستگی متغیرهای مستقل و وابسته از آزمون پیرسون استفاده شده است که بیانگر برقراری رابطه همبستگی بین متغیرهای پژوهش است که نشان می­دهد بین تمامی متغیرها دقت کمتر از 05/0 برقرار است و ضریب همبستگی تمامی رابطه ها مثبت است. ضریب همبستگی بین تمامی متغیرها بالای6/0است  و این به معنای برقراری رابطه مثبت و قوی بین تمامی متغیرهاست و جهت اولویت­بندی رابطه­ها و راهکارها از آزمون فریدمن استفاده گردیدوجهت تعیین اعتبار اندازه­گیری روایی پرسشنامه از روایی­محتوا استفاده شده­است و همچنین جهت بررسی پایایی پرسشنامه نیز از آزمون آلفای کرونباخ در نرم افزار  SPSSاستفاده شده­است.یافته‌ها: میان نوع تجربیات محیطی (تجربه مستقیم طبیعت، تجربه غیرمستقیم طبیعت، تجربه فضا و مکان( جهت برقرای تعامل سازگار نوجوان و طبیعت تفاوت معناداری وجود دارد. در این میان تجربه ارتباط مستقیم نوجوان با کسب توانمندی شناختی بیشترین تاثیر و پس از آن به ترتیب ، تجربه غیرمستقیم طبیعت با کسب توانمدی شناختی و تجربه فضا و مکان با کسب توانمندی رفتاری بیشترین تاثیر را در ارتقا سلامت روان نوجوانان در پی­خواهد داشت.و براساس اطلاعات بدست آمده توانمندی های اجتماعی از طریق تجارب طراحی بیوفیلیک اولویت بندی شدند.نتیجه‌گیری: نتایج حاصله، مبین این موضوع است که تجربیات طراحی در بستر یادگیری بر مبنای رویکرد بیوفیلیک به سبب برقراری ارتباط عمیق چندجانبه با طبیعت می­تواند پاسخگوی نیازهای روحی و روانی دوره نوجوانی باشند. ارائه راهکارهایی در تناسب با الگوهای این رویکرد در محیط های یادگیری طبیعت محور می تواند شرایط کسب کفایت اجتماعی را فراهم و به ارتقا سلامت روان نوجوانان کمک نماید.