منطق سیاست‌گذاری آموزشی به مثابه تولید چیرگی (نگاهی به سیاست‌گذاری آموزش عالی در ایران)

نویسندگان

1 دانشیار، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران

doi
10.22067/fedu.2023.75504.1139
چکیده

هدف اصلی این مقاله بررسی نسبت میان سیاست­گذاری­های آموزش عالی و روایت­های متافیزیکی است. ادعای اصلی مقاله نیز این است که چنین پیوندی به تولید چیرگی می­انجامد. روایت­های متافیزیک سنتی همواره در پی فهمی تمام و کامل از ذات و جوهر چیزها هستند. این خواست از طریق پدید آمدن دوقطبی‌ها و نادیده گرفتن تفاوت­ها تحقق می­یابد. استوار کردن سیاست­گذاری­های آموزش عالی بر روایت­های متافیزیکی این خصلت را نیز به آن‌ها تسری می­دهد. از لحاظ روش­شناختی برای بررسی مدعای مقاله، متناسب با موضوع مورد بررسی از روش­های توصیفی، تحلیلی و انتقادی استفاده شده. منابع پژوهش نیز شامل منابع دست اول و دوم،‌ به‌ویژه دو سند تحول راهبردی علم و فناوری و سند نقشه جامع علمی کشور، بوده ­ است. یافته­ها نشان می­دهد که نظام سیاست­گذاری آموزش عالی ایران تحت تأثیر دوگانه­گرایی افلاطون و ارسطویی است. به همین دلیل خصلت مذکور در مبانی ارزشی و نظری اسناد آموزش عالی ایران انعکاس روشنی یافته است. یکی از پیامدهای این دوگانه­گرایی به حاشیه رفتن و غلبه یک سویه و مرکزیت یافتن سویه دیگر است، وضعیتی که در متن اسناد قابل مشاهده است. به نظر می­رسد برای رهایی از این وضعیت، طرح چشم­اندازهای فلسفی جدیدی ضروری است که بتواند افقی نو را برای طرح نوع متفاوتی از سیاست­گذاری آموزش عالی بگشاید.