مواجههای انتقادی با دغدغههای فلسفه دانشگاهی در ایران
نویسندگان
1 استادیار، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22067/fedu.2023.76163.1150چکیده
در این مقاله تلاش شده است با تکیه بر پژوهشها و آموزشهایی که در گروه فلسفه دانشگاه تهران صورت گرفته است، عناصر و مؤلفههای فلسفه دانشگاهی در ایران صورتبندی شوند و بر پایه اصل «معاصر بودن در فلسفه ورزی» مورد بررسی انتقادی قرار گیرند. گروه فلسفه دانشگاه تهران، در این نوشته، از آن رو نماد فلسفه دانشگاهی قلمداد شده است که این نهاد، نخستین گروه رسمی و تثبیت شده فلسفه در ایران بوده و بسیاری از استادانی که در دیگر گروههای فلسفه در سطح کشور مشغول تدریس شدهاند از دانشآموختگان این گروه بودهاند. ازاینرو توجه به دغدغههای آموزشی-پژوهشی این گروه میتواند در فهم پدیدار فلسفه دانشگاهی ایران بینشآفرین و رهگشا باشد. در این مقاله بحث شده است که از پیشینه یک صدساله گروه فلسفه دانشگاه تهران شش ویژگی قابل استخراج است که کمابیش میتوانند در پیوند با یکدیگر عناصر و مؤلفههای فلسفه دانشگاهی در ایران به شمار آیند. این عناصر عبارتاند از: ۱. کانونیبودن توجه به مسائل مابعدالطبیعی؛ ۲. حضور پررنگ فلسفه اسلامی، تاریخ و لوازم آن (زبان عربی، منطق، کلام و عرفان اسلامی)؛ ۳. حضور دائمی فلسفه تطبیقی با همه تنوعاتش؛ ۴. دغدغههایی ناظر بر مسائل فلسفی معاصر (در مقیاسی به مراتب کمتر از سه ویژگی پیشین)؛ ۵. جهتگیری تدریجی و بطئی از رویکردی عمومی و کلی به رویکردی تخصصی و فنی با تاریخ و مسائل فلسفی در هر دو حوزه آموزش و پژوهش؛ و ۶. حضور برخی از چهرههای گروه فلسفه در ساختار قدرت سیاسی. مؤلفههای مذکور در بخشی دیگر از این مقاله با این پرسشها مواجه شدهاند که تا چه حد مسائلی که فلسفه دانشگاهی در حوزههای مذکور با آنها سروکار داشته است، مسائل فلسفی امروز آن حوزهها بودهاند؟ شیوه فلسفه خوانی در فلسفه دانشگاهی آیا اصولاً واجد امکانی برای دعوت به فلسفهورزی بوده است؟ اگر قرار بر صورتبندی «شرایط امکان تأسیس تفکر فلسفی در ایران» باشد، فلسفه دانشگاهی آیا میتواند خود را همراه چنین دغدغهای بداند و مشارکتی در آن داشته باشد؟