دانشگاه ایرانی؛ از مهجوریت مفهوم تربیت تا ناکارآمدی در تحقق انتظارات فردی و اجتماعی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
doi
10.22067/fedu.2023.78680.1199چکیده
نقش و جایگاه نهاد دانشگاه در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مورد توجه و تأکید همه صاحبنظران مربوطه بوده و شواهد تجربی و پژوهشی فراوان نیز این واقعیت را تایید میکنند. با این همه به نظر میرسد که این نهاد مهم در ایران با مشکلات فراوانی مواجه است. آنچه در این مقاله به عنوان یکی از اصلیترین عوامل معرفتی یا فکری مشکلات موجود آموزش عالی ایران مورد تبیین و مفهومپردازی قرار گرفته غفلت از ماهیت، مفهوم و مضمون محوری فرآیند تربیت انسان در دانشگاه ایرانی و تقلیل آن به روندی ایدئولوژیک و دولتمحور بوده است که در نتیجه آن نیازها و علایق دانشجویان و نیز انتظارات اجتماعی از دانشگاه (در سطوح محلی، منطقهای و ملی) مورد غفلت قرار گرفته است. این مقاله در حکم تلاشی آغازین برای توجه دادن سیاستگذاران و برنامه ریزان آموزشعالی کشور به فهم عمیقتر فرآیندهای آموزشی و تربیتی و فراهم کردن زمینهها، الزامات و اقتضائات گوناگون آن در محیطهای دانشگاهی است. یافته های حاصل از این مطالعه توصیفی و تحلیلی، نشان میدهد که تربیت در مراکز دانشگاهی کشور به دلایل مختلف به ویژه اتخاذ سیاستهای کمیتمحور و غفلت از ابعاد کیفی آموزش به روندی کم تأثیر بر روی دانشجویان تبدیل شده و در عمل نتوانسته است در معنا و مفهوم اصلی خود که ناظر بر رشد و کمال همهجانبه، فهم و پذیرش آزادانه، آگاهانه و نقادانه مفاهیم و ارزشها و بهکارگیری آنها در سلوک فردی و اجتماعی دانشجویان است، تجلی و عینیت یافته و در نتیجه از تحقق انتظارت فردی و اجتماعی خود قاصر است.