راهکارهای ارتقای کیفیت طراحی معماری مدارس با تأکید بر انگیزش هوش‌های چندگانه گاردنر

نویسندگان

1 دانشکده فنی‌و مهندسی، دانشگاه تربت‌حیدریه، تربت‌حیدریه، ایران

2 دانشکده فنی‌و مهندسی، دانشگاه تربت‌حیدریه، تربت‌حیدریه، ایران

3 دانشکده فنی‌و مهندسی، دانشگاه تربت‌حیدریه، تربت‌حیدریه، ایران

doi
10.22061/jte.2019.4682.2102
چکیده

پیشینه و اهداف: مدارس به عنوان اولین پایگاه رسمی و هدفمند تربیتی و آموزشی با شیوه‌های مدیریتی و از پیش تعیین شده نقش مهمی در شناسایی استعدادهای فردی دارد. استعدادهایی که اگر به درستی شناسایی شوند، می‌توانند مسیر درستی از اهداف در آینده فردی با تکیه بر هوش افراد باشند. فراهم نمودن مقدمات شناخت استعدادها و در پی آن، انتخاب‌‌های هوشمندانه‌ی آینده، از محیطی مانند خانواده و مدرسه شروع می‌شود، مدارس به عنوان پایگاه‌های علمی دارای استناد، باید بتواند این موضوع را به درستی پیگیری کنند. روش‌های آموزش مبتنی بر فنآوری آموزشی و راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی، از روش‌های فعال آموزشی هستند که در پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی تأثیر دارند. فلسفه آموزش در گذشته به صرف به انتقال مجموعه‌ای از یک دانش سازمان یافته و با ایجاد و ارتقای نظام ارزشی حاکم بر رفتارهای فرد و جامعه محدود می‌شد، که این مهم در چارچوب و برنامه­ای کارآمد از یک نظام رشته‌ای با ساختاری مشخص و زنجیره‌ای نهادینه از مفاهیم، روش‌ها و گام‌های آموزشی نهادینه می‌شد، اما امروزه فلسفه آموزش به بیش از آنچه در گذشته بود، توسعه‌یافته و رویکردهای جدیدی مورد استفاده قرار گرفته، که در آن‌ها اهمیت اصلی به یادگیرنده داده می‌شود نه به مسیری که وی طی می‌کند. این روند بصورت کامل مخالف شیوه معلم‌محوری است، زیراکه در روش معلم‌محور، این معلم است که نوع فعالیت و چگونگی آن را بدون در نظرگرفتن طیف گوناگونی از هوش‌ تعیین می‌کند و تنها الزامات یادگیری را مدنظر دارد، این در حالیست که شیوه دانش‌آموز‌محور منعطف است و سعی دارد با هریک از افراد به نوبه خاص خود برخورد کند. استفاده از نظریه‌ی روانشناسی هوش‌های چندگانه گاردنر تأکید عمیقی بر این مفهوم دارد که ساختار فکری، ذهنی، جسمی و روانی افراد با یکدیگر مختلف است و بایستی تمرکز آموزشی بر نوع هوش افراد باشد لذا ضرورت طراحی معماری مدارس با چنین انعطافی دارای قابلیت بررسی و تحلیل است.روش‌ها:‌ ا‌ین پژوهش با استفاده از داده‌های موجود از منابع علمی و پژوهشی داخلی، خارجی و مطالعات میدانی، به مقایسه جایگاه نظریه هوش‌های چندگانه در معماری مدارس غرب و ایران پرداخته استیافته‌ها:انعطاف در نوع آموزش با توجه به نوع طراحی مدارس در ایران که خطی، با کلاس‌های بسته و یک شکل است؛ بسیار ناچیز می‌باشد و در مقایسه با طراحی مدارس در غرب فاقد خصوصیات در برگیرنده هوش‌های چندگانه گاردنر است. این در حالی‌ست که طراحی مدارس در غرب با شیوه‌های کلاس‌های باز و پویا درصدد انگیزش انواع مختلفی از هوش می‌باشند.نتیجه‌گیری: تکیه بر هوش‌های چندگانه از موضوعاتی است که می‌تواند با طراحی مدارس در هم آمیخته شود و با تکیه بر دانش‌آموز‌محوری به شکوفایی خلاقیت‌ها در دانش‌آموزان بیانجامد، روشی که در آن هیچ دو دانش‌آموزی در شرایط برابر قرار نمی‌گیرند و آن‌ها هستند که چگونگی نوع یادگیری را با فعالیت‌های خود تعیین می‌کنند. در واقع در این نوع از طراحی مدارس، معلم محوری به دانش‌آموز محوری تبدیل می‌شود.