گفتوگومندسازی تعلیموتربیت با محوریت معلم؛ نوسان بین مرکزگرایی و مرکزگریزی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی بخش مبانی آموزش و پرورش دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22067/fedu.2022.67395.1000چکیده
هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل نقش معلمان در گفتوگومندسازی جریان تعلیموتربیت از راه توجه به صدای دانشآموزان در محیطهای یاددهی-یادگیری است. ناتوانی در گفتوگو ازجمله جدیترین مسئلههای جامعه ایرانی است و به نظر میرسد نظام تعلیموتربیتِ تمرکزگرا و دیوانسالار ایران با تأکید بیشازحد بر دانشاندوزی و غفلت از اهمیت روابط انسانی، در پیدایی این وضعیت سهیم است. انگاره دیوانسالارانه سبب شده است تا معلم بهمثابه یک کارگزار در خدمت انتقال ارزشهای نظام تربیتی در آمده و تنوع دیدگاهها و ارزشهای موجود در محیطهای آموزشی نادیده گرفته شود. این وضعیت، تعلیموتربیت را به جریانی تکصدا و یکسویه تبدیل کرده است که فرصتی برای گفتوگو در نظر نمیگیرد. مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیموتربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران کوشیده است -دستکم در مقام نظر- از این انگاره فاصله بگیرد و معلم را بهعنوان نیرویی فرهنگی و مولد سرمایه اجتماعی معرفی کند. این مقاله ضمن طرح دو مفهوم مرکزگرایی و مرکزگریزی به نقل از میخائیل باختین، ایده گفتوگومندسازی تعلیموتربیت با محوریت معلم را بهمثابه نوسان میان دو وضعیت مرکزگرایی و مرکزگریزی با هدف ایجاد فرصت برای مطرحشدن چشماندازها و شنیده شدن صداهای دانشآموزان در جریان عمل تربیتی مطرح کرده است. علاوه بر این، مدلی نیز در قالب چرخه رجوع به صدای دانشآموزان برای گفتوگومند و چندصدایی شدن جریان تعلیموتربیت به مدد کنشگری معلمان پیشنهاد شده است. بر این اساس معلم و دانشآموز هر دو مشارکتکنندگانی در تجربههای یاددهی-یادگیری- از چشماندازهایی متفاوت- بهحساب میآیند.