بازتعریف ماهیت و نقش مبانی دینی در دانش مطالعات برنامهدرسی: پیامد نگاهی نو به مناسبات میان دین و فلسفه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشیار، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 دانشگاه فردوسی مشهددانشیار، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22067/fedu.2022.73929.1106چکیده
هدف این پژوهش ارائه تصویری جدید از نقش و ماهیت مبانی دینی در مطالعات برنامهدرسی از طریق بازاندیشی در مناسبات میان دین و فلسفه است. یافتهها با استفاده از روش پژوهش تحلیل نظرورزانه نشان داد اغلب رویکردهای موجود در مناسبات دین و فلسفه نواقص و محدودیتهایی نسبت به ماهیت مبانی دینی برنامهدرسی دارند. در رویکرد تقدم فلسفه بر دین، مبانی فلسفی بهمثابه شالوده برنامهدرسی بوده و تمام مسائل و ابعاد برنامهدرسی بر اساس مفروضات فلسفی صورتبندی میشود و مبانی دینی در ذیل مبانی فلسفی مطرح است. در رویکرد عقلگرایی افراطی مبانی فلسفی، نقش بنیادین در برنامهدرسی دارند و مبانی دینی بهعنوان مبنایی مستقل جایگاهی در برنامهدرسی ندارند بلکه در ذیل مبانی جامعهشناسی یا تاریخی طرح میشوند. این پژوهش برای عبور از چنین محدودیتهایی و تعریف نقشی فعال و بنیادین برای مبانی دینی در دانش مطالعات برنامهدرسی، نگاهی بازاندیشانه بر اساس دیدگاه صدرایی به مناسبات دین و فلسفه، بهعنوان دو منظومه معرفتی دارد. بدین منظور دیدگاه ملاصدرا در زمینه مناسبات دین و فلسفه تحلیل و بر اساس هشت ویژگی کلیدی این دیدگاه، دلالتهای آن در قلمرو مبانی دینی برنامهدرسی مشخص شد. بر اساس این منظر پیشنهادی، ماهیت و نقش مبانی دینی در مطالعات برنامهدرسی دچار دگرگونی میشود. دین بهعنوان یک منظومه معرفتی و بهتبع آن، مبانی دینی بهمثابه یک نظام معرفتی و شبکه معنایی منسجم (نظریه) شناخته شده و نقش مبانی دینی بهعنوان بنیادی برای دانش برنامهدرسی تغییر میکند. در این معنا دین و مبانی دینی در تمامی ابعاد معرفتی، سطوح و مراتب مختلف دانش برنامهدرسی حضور داشته و مؤثر خواهد بود.