ضمیر دومشخص در داستانهای فارسی
نویسندگان
1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
چکیده
متنِ داستانی، علاوهبر القای حالوهوای جهانی موهوم، تناسبی را نیز میانِ آن جهانِ خیالی و جهانِ واقع برمیانگیزد. انگییِ اینگونه مناسباتِ هستیشناختی میان جهان داستان و زیستجهانِ پیرامونِ خواننده را در اینجا به «بافتوابستگیِ گفتمانِ روایی» تعبیام و برای تبییی یی از نشانههاییِ برجستهاش - یعنی ضمیر دومشخص ـ پرداختهام. در آغازِ این راه، پارهای از مفاهیمِ روایتشناختیِ لازم برای تشریح بافتوابستگیِ داستان را معرفیای ملاحظات زبانشناختی دربارۀ بافتوابستگیِ گفتمان روایی پرداختهام. پساز مرور انواع عبارتهای اشاری، با بررسییِ ضمیر دومشخص در نمونههایی از گفتمان روایی، نشان دادهین ضمیر به چندروش میتوان برای وابستن جهان داستان به بافت بیرون از آن بهره گرفت، و ضمیر دومشخص، امروزه در ادبیات داستانی ایران، افزونیشناسان بهطور سنتی برایش قایل بودهاند (شاخصگذاریی شفاهییی یافته است. با شناسایی و بررسیِ ایین نتیجه رسیدهی در داستانهای نوین فارسی از ضمیر دومشخص، نه برای تثبیت مرزهای هستیشناختی میی درهمریختن این مراتبِ وجودی استفاده میشود.