رویکرد صوفیان به تجدد و مدرنیسم در ایران
نویسندگان
1 دانشیارگروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد،
2 دانشجوی دکتری تاریخ ایران دوره اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jrm.2023.351419.630400چکیده
در فاصله دوره مشروطه تا پهلوی، تجدد و مدرنیسم مهمترین دغدغه حکومت و دینمداران بوده است. صوفیان نیز در حوزه عینی ـ اجتماعی مانند آموزش نوین، موسیقی، نوع پوشش، احزاب و انجمنها؛ و در حوزه نظری و مبانی تفکر نوین، مانند ناسیونالیسم و اومانیسم واکنش نشان دادهاند. صفیعلیشاهی و سلطان علیشاهی مهمترین شاخههای طریقت نعمتاللهیه بودند که هر یک دیدگاه و عملکرد متفاوتی داشتند. پرسش این است که آنان با تکیه بر مبانی اعتقادی خود چه رویکردی در مواجهه با موج مدرنیسم در عصر مشروطه و سپس دوره پهلوی داشتند؟ فرض بر این است که صوفیان ضمن پرهیز از اقدامات انقلابی دوره مشروطه، از موج مدرنگرایی آن کاملاً منفک نشدند و در دوره پهلوی موافقتها و مخالفتها با مسائل عمدتاً فرهنگی آنان را به بازبینی مبانی اعتقادی واداشت. دستاورد این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی، نشان میدهد صوفیان ضمن پذیرش ظواهر نوگرایی، تغییرات ساختاری و بنیادینی را در اعتقادات دینی نپذیرفتند.