یادگیری تحلیل ریاضیاتی مبتنی بر تلفیق تحلیل فلسفی و یافتههای علوم اعصاب شناختی پیرامون ریاضیات نمادین
نویسندگان
1 دانشیار/دانشگاه خوارزمی
2 دانشیار فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه خوارزمی
3 دانشجو دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه خوارزمی
4 استاد دانشکده توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی ایران
doi
10.22067/fedu.2022.67302.0چکیده
هدف اصلی این پژوهش تبیین یادگیری تحلیل ریاضیاتی مبتنی بر تلفیق تحلیل فلسفی و یافتههای علوم اعصاب شناختی است. بدین منظور یادگیری تحلیل ریاضیاتی، به عنوان یکی از جنبههای تفکر ریاضیاتی، مبتنی بر یادگیری نمادهای عددی در کودکان با بهرهگیری از روش عصب-فلسفی بررسی شده است. بر این اساس سه گزاره مشاهدهای که نتایج پژوهشهای علوم اعصاب شناختی پیرامون ریاضیات نمادین است اخذ شده است. این گزارهها عبارتاند از: یادگیری نمادین اعداد در کودکان، مغز را تغییر میدهد؛ پردازش اعداد نمادین و اعداد غیرنمادین به صورتی ناهمسان است و ارتباطی مبهم و دوسویه بین آنها وجود دارد؛ دانش نمادین عدد، نقش مهمی در پیشرفتهای آینده کودکان در ریاضیات سطح بالاتر دارد. بر مبنای این سه گزاره تلاش شده است تا پرسشهای فلسفی پژوهش و چالشهای مرتبط با آنها بررسی شود. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که همراه شدن یادگیری اعداد نمادین با چگونگی به وجود آمدن نمادهای عددی و تشویق کودکان به ایجاد ارتباط پیاپی بین نمادهای عددی و معنای ذهنی و بیان کلامی آنها میتواند اسباب لازم برای غنای تواناییهای فراشناختی مانند تشخیص خطاها را فراهم کند. اما لازم است چالشهایی مانند چگونگی آشنایی کودکان با نظریه تکامل با توجه به مسائل فرهنگی، نوع راهبردهای لازم برای بهبود ارتباط درک معنایی و نمادین اعداد در کودکان و سطح تأکید بر فرآیندهای حل مسئله (که نیازمند تحلیل مبتنی بر نمادها هستند) در برنامههای آموزش ریاضی به منظور بهبود تواناییهای تفکر کودکان بررسی شود.