برخی پارامترهای جمعیتی و ترکیب سنی میش و قوچ در گلههای گوسفند استان خوزستان
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی بخش تحقیقات علوم دامی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شهرکرد، ایران.
2 عضو هیأت علمی بخش تحقیقات اصلاح نژاد دام، مؤسسه تحقیقات علوم دامی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران.
3 عضو هیأت علمی بخش تحقیقات علوم دامی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اهواز، ایران.
4 محقق بخش تحقیقات علوم دامی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اهواز، ایران.
doi
10.22092/asj.2020.351201.2082چکیده
به منظور برآورد برخی پارامترهای جمعیتی در گلههای گوسفند استان خوزستان، از تعداد 100 گله گوسفند از گلههای مردمی پرورش یافته تحت سیستم روستایی با دو نژاد عربی و لری بختیاری، طی سالهای 1396و 1397، استفاده شد. نحوه جمعآوری دادهها در گلههای مردمی به صورت پرسشنامهای و با استفاده از مصاحبه با دامدار بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط نرمافزار SAS 9.1 انجام گرفت. متوسط تعداد میش مولد 173/67رأس، تعداد قوچ مولد 9/56 رأس، مدت ماندگاری قوچ در گله 5/96 سال و نسبت قوچ به میش در گله 5/65 درصد به دست آمد. بر این اساس، متوسط اندازه مؤثر و میزان همخونی گلهها به ترتیب 34/97 رأس و 3 درصد در هر نسل برآورد شد. به طور کلی، نتایج نشان دادکه اندازه مؤثر برآورد شده کمتر از حداقل توصیه شده توسط فائو (50 رأس) برای داشتن کمتر از یک درصد همخونی در هر نسل، درگلههای مردمی میباشد که سبب ایجاد میزان همخونی به میزان 3 برابر حد مجاز برای گلهها شده است. افزایش همخونی در گلهها میتواند باعث کاهش عملکرد تولیدی، تولیدمثلی و افزایش ناهنجاریهای ژنتیکی گردد. بنابراین، با توجه به میزان همخونی برآورد شده (3 درصد در هر نسل) برای گلههای گوسفند در استان، ضروری است با آموزش دامداران با موضوعاتی همچون نسبت قوچ به میش، تهیه قوچ از خارج از گله و نگهداری قوچ در مدت زمان کمتر در گله و همچنین استفاده از سیستم آمیزش چرخشی، از افزایش بیشتر این میزان همخونی و در نتیجه پیامدهای منفی آن جلوگیری کرد.