متن شناسی انتقادی تذکره های چهار مقاله، لبابالالباب، نفحاتالانس و تذکرهالشعرا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، واحد تربت حیدریّه، دانشگاه آزاداسلامی تربتحیدریّه، خراسان رضوی. ایران
2 استادیار زبان و ادبیّات فارسی، واحد تربت حیدریّه، دانشگاه آزاداسلامی، تربت حیدریّه، ایران
3 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی. دانشگاه حکیم سبزواری. سبزوار. خراسان رضوی. ایران
4 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار. خراسان رضوی. ایران
doi
10.22034/crtc.2022.352848.1027چکیده
تذکرهها، نسل نخستین تاریخ ادبیّات فارسی هستند و متن شناسی انتقادی این تذکره ها، با هدفِ چگونگی شکلگیری، دگردیسی ، زمینههای پیدایش تذکرهها و دورهبندی تاریخی و فرازوفرود آنها را در طول تاریخ ادبی بازمیتاباند. آفتهایی مانند سطحینگری، سجعپردازی، موجز نویسی و حبّ و بغض، به شماری ازاین تذکرههای ادبی راه یافتهاست. متن شناسی تذکرهها، مستلزم بهرهگیری از «تفکّر انتقادی» است تا بتوان به ارزیابی هدفمند، دقیق و علمی تذکرهها دست یافت، تفکّر تحلیلی و ارائه نظریّههای علمی را فراهم کرد، از سنّتهای ناروا و کژمدارانة ادبی دوری گزید و خواننده را با بافت موقعیتی آفرینش متنِ تذکرهها آشناکرد. در این پژوهش، که جامعة آماری آن چهار تذکرة برگزیده جریان ساز(یک تذکرة پیشامغولی: چهار مقاله و سه تذکرة پسامغولی: لبابالالباب، نفحاتالانس، تذکرهالشعرا) را تا آغاز سده 10ق. در بر میگیرد، در چارچوبِ متن شناسی انتقادی به بررسی عناصر ساختار درونی و بیرونی مسلّط در هر عصر و نیزتوصیف و تبیین رویکردهای گوناگون شیوههای تذکرهنویسی و سنّتشکنی و نوآوری، انگیزهها خواهیم پرداخت؛ همچنین میکوشیم با روشی تحلیلی- توصیفی، به شناخت ردهبندی، کشف روابط و مناسبات میان تذکرهها، تأثیر و تأثّرات آنها و بهویژه نقش عناصر درونی و بیرونی در تطوّرات تذکرهنویسی دست یابیم. ارتقای سطح ژرفنگری و ارزشگذاری خوانندة امروز نسبت به متن تذکرهها، طبقهبندی و بالابردن سطح نظریّهپردازی ادبی آن ها، از جمله ضرورت های بهرهگیری از متن شناسی انتقادی در بررسی و تحلیل نسل نخستین تاریخ ادبیّات فارسی است.