تأثیر روش تدریس معکوس بر نگرش حرفه‌ای و خودکارآمدی معلمان

نویسندگان

1 گروه روانشناسی و علوم تربیتی واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 گروه روانشناسی و علوم تربیتی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22061/jte.2018.3987.1968
چکیده

پیشینه و اهداف: در میان عوامل و عناصر متعدد و فراوانی که در حوزه آموزش‌وپرورش دخیل هستند، یقیناً نقش معلم به‌عنوان محور و مدار علم و دانش و چراغ هدایت از سایرین برجسته‌تر واصلی‌تر است در حقیقت رهبری نسل آینده‌ی هر جامعه‌ای به دست معلمان آن جامعه است، بنابراین معلم باید ازلحاظ شخصیت آن‌چنان باشد که دانش‌آموزان او را به‌عنوان یک رهبر و راهنمای مطلع، مهربان و صدیق بپذیرند و الگوی رفتاری خویش قرار دهند. بدیهی است که معلم زمانی می‌تواند به رسالت آموزشی خود عمل نماید و انتظارات اجتماعی را برآورده سازد که از ویژگی‌های مکفی و لازم برخوردار باشد. یکی از این ویژگی‌ها که با موفقیت یا شکست معلمان در ارتباط است، خودکارآمدی است. ویژگی مهم دیگر نگرشی است که معلمان نسبت به شغل خوددارند. نگرش شغلی نیز یکی از مهم‌ترین عواملی است که نقش برجسته‌ای در اثربخشی سازمان دارد. همچنین این عوامل، علاوه بر رفتارهای فراتر از نقش در کارکنان برافزایش رقابت و عملکرد بهتر در آینده نیز اثر خواهند داشت و نیز ارتباط نیرومندی با موفقیت دانش‌آموزان دارد. با توجه به اهمیت نگرش حرفه‌ای و خودکارآمدی پژوهش حاضر درصدد است تأثیر روش تدریس معکوس را به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر بر نگرش حرفه‌ای و خودکارآمدی معلمان مقطع متوسطه شهر تهران را موردبررسی قرار دهد.روش‌ها: روش پژوهش کمی، غیرآزمایشی از نوع علی-مقایسه ای (پس رویدادی) است. جامعه‌ی آماری شامل معلمان مقطع متوسطه منطقه 4 تهران که از روش معکوس استفاده کرده‌اند، است که به کمک روش نمونه‌گیری در دسترس و هدفمند 15 نفراز معلمان مقطع متوسطه که دارای بیشترین فراوانی در جنسیت، سابقه، نوع استخدام و منطقه‌ی محل خدمت بودند، انتخاب شدند. 15 نفر همتای آنان که به روش سنتی تدریس می‌کردند به گروه گواه گمارش یافتند.به‌منظورارزیابی اثربخشی روش تدریس معکوس، دو متغیر وابسته نگرش حرفه‌ای و خودکارآمدی به ترتیب به‌وسیله‌ی پرسشنامه‌ی یزدان پناه (1393) وچانن موران و ولفولک هوی (2001) موردبررسی قرار گرفت. برای تحلیل داده‌ها، از تحلیل واریانس چندمتغیری (مانوا) و تحلیل واریانس یک‌راهه (آنوا) استفاده شد.یافته‌ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است میزان نگرش حرفه‌ای و خودکارآمدی کلی و مؤلفه‌های خودکارآمدی معلمانی که از تدریس معکوس استفاده کرده‌اند به‌طور معناداری بیش از معلمانی است که از روش سنتی در کلاس خود بهره برده‌اند.نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد که یک روش تدریس نیز می‌تواند بر نگرش حرفه‌ای وخودکارآمدی معلمان تأثیری مثبت بگذارد بنابراین جهت بازدهی بهتر این روش لازم است اولیا نسبت به انجام این روش همراهی کنند و متولیان آموزش و پروش کشور بر آموزش این رویکرد در قالب ضمن خدمت‌ها و نیز فراهم نمودن امکانات لازم اهتمام ورزند. پژوهشگران در جهت ادامه پژوهش حاضر از جامعه مردان ونیز از معلمان دارای سابقه‌ای کمتر از 20 سال استفاده نمایند و نیز به انجام پژوهش در سایر نقاط کشور مبادرت ورزند.