طراحی مدل بهینه استقرار آموزش های تعامل گرای هوشمند مجازی فراگیر در دانشگاه تهران مبتنی بر تحلیل راهبردی
نویسندگان
1 دانشکده ادبیات گروه علوم تربیتی دانشگاه ارومیه، ایران
2 مدیریت آموزش عالی دانشگاه ارومیه، ایران
doi
10.22061/jte.2019.3707.1923چکیده
پیشینه و اهداف: جهانیشدن به عنوان رویکردی غالب و متأثر از تغییرات فناوری در جایگاه تسریعکننده، در رویکردی همگرا، رفتارهای بشری و دستسازهای جامعة بشری را دچار تحول نموده است. آموزش عالی و سایر نظامهای اقتصادی اجتماعی وابسته به آن در تعامل با این تغییرات با چالشهایی روبهرو شدهاند که راهحلهای سنتی با آنها سازگاری نداشته و این نهاد بهگونهای ژرف در ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﻛﻨﻮﻧﻲ ﺟﻬﺎﻧﻲﺷﺪن درﮔﻴﺮ ﺷﺪه اﺳـﺖ. در حوزة آموزش عالی، برآمد جریان جهانیشدن و توسعة فناوریهای نوپدید عواملی همچون تحرک دانشجو در عرصة جغرافیایی، رشتههای جدید، فناوریهای نوین آموزشی و ساختارهای مالی جدید را در کنار چالشهایی عمومی مانند کمبود منابع مالی در نظام آمورش عالی، دغدغة حفظ و تضمین کیفیت، کیفیت و کمیت اعضای هیئت علمی و نیز محدودیتهایی مبتنی بر شرایط خاص هر کشور چون شاخصهای توسعة انسانی ناکافی، فقدان زیرساختهای لازم، زیرساختها و شکاف دیجیتالِ منجر به الزام بهرهگیری از راهکارهای جدید و کارا در ارائه خدمات آموزشی، تدوین استانداردها و ساختارهای جدید و سیاستگذاریهای پویا و آیندهنگر منطبق بر واقعیتهای اقتصادی جهانی را ظاهر ساخته است .هدف از این پژوهش اکتشافی طراحی مدل بهینه استقرار آموزشهای موکمحور در دانشگاه تهران برپایة تحلیل راهبردی است.روش ها: برای رسیدن به این هدف، طی یک روش تحقیق پنجمرحلهای، ابتدا با «مرور سیستماتیک» مطالعات و تحقیقات انجامشده، گروههای ذینفع و نیز ابعاد مؤلفهها و فرایندهای موک شناسایی و توسط گروهی از خبرگان برگزیدة آموزشهای مجازی و سیاستگذاران آموزش عالی پایش شدند. در مرحلة بعد، وضعیت موجود دانشگاه تهران بر اساس ابعاد، مؤلفهها و فرایندهای شناساییشده مورد ارزیابی قرار گرفت و سپس بر اساس نتایج بهدستآمده، مدل استقرار آموزشهای موک در دانشگاه تهران تدوین شد و در مرحلة آخر، درجة تناسب مدل طراحیشده توسط گروه خبرگان مورد اعتبارسنجی قرار گرفت.یافتهها: نتایج این تحقیق نشان میدهد امکان استقرار موک در دانشگاه تهران از نظر زیرساختهای فناوری در حد بالا، از نظر زیرساختهای منابع انسانی در حد متوسط و از نظر زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی کمتر از حد متوسط است. بر این اساس، مدل استقرار موک بر اساس 5 بعد و 34 مؤلفه طراحی شد و درجة تناسب این مدل طراحیشده با اهداف استقرار موک مورد اعتبارسنجی و تأیید گروه خبرگان قرار گرفت.نتیجهگیری: استقرار موک به عنوان نهادی جدید در فناوری آموزشی در موج جهانگیر خود بسیاری از عرصههای توسعة منابع انسانی را تحت تأثیر قرار داده است. ارتقای کارایی در کنار کاهش هزینههای آموزش به معنای کیفیت بالاتر و ارزانتر برای عموم افراد علاقهمند محسوب میشود. این نهاد در کشور باید با بسترسازی لازم مورد استفاده قرار گیرد. تکیه بر وجود پلتفرم مناسب و ملی در کنار شناخت و مدیریت ذینفعان واقعی و مشارکت آنها در شکلگیری و توسعة موک هدف اصلی این پژوهش بود. در این تحقیق، با بهرهگیری از مطالعات جهانی، ضمن غربالگری ذینفعان شناختهشده در این عرصه، با اتکا به نظر خبرگان، ذینفعان بومی استقرار موک در مهمترین و جامعترین دانشگاه ایران شناخته شدند و بر اساس نیازها و شناخت آنها، مدل پیشنهادی استقرار موک و پلتفرم ملی با تأیید نخبگان آموزش الکترونیکی ارائه شد.