خوانش دیوان حافظ تصحیح شاملو با رویکرد خواننده‌محور + مکاتبات تکمیلی داوران و نویسندگان

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی. دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه محقق اردبیلی. اردبیل. ایران.

doi
10.22034/crtc.2022.366017.1046
چکیده

خواننده هنگام مواجهه با آثار ادبی از سویی با متن و از سویی دیگر با بافت یا زمینة اثر روبه‌رو است. متن هویتی آشکار دارد؛ اما بافت به‌طور بالقوه به مجموعه‌ای از دریافت‌ها و باورهایی اطلاق می‌شود که از تصور آینده، فرضیه‌های علمی، اعتقادات مذهبی، باورهای عمومی و فرهنگی و برداشت خواننده از ذهنیت نویسنده، مایه می‌گیرد. با ترکیب متن و بافت، «گفتمان» و تعابیر مختلفی شکل می‌گیرند که تمامی این موارد در مجموع به آزادی عمل خواننده در معنادهی به متن و در نهایت به مرگ مؤلف می‌انجامد، این‌گونه است که ارزش اثر ادبی در قیاس با سرمایه‌های فرهنگی و ادبی و اجتماعی یک زبان سنجیده می‌شود؛ همان اتفاقی که در دیوان حافظ تصحیح شاملو می‌افتد و دیوان حافظ با تصحیح و روایت و خوانشی نو، بر اساس حدس و گمان‌ها(استراتژی خواندن)، خوانش نانوشته‌ها(سفیدخوانی) و حذف یا گزینش عناصر برجسته(حذف و برجسته‌سازی)، هویت و شکلی دگرگون می‌پذیرد که برخاسته از جهان‌بینی شاملو و در چارچوب نشانه‌های متن است و «افق انتظارات» مختلفی اعم از موافق و مخالف را درپی دارد. پژوهش حاضر به‌روش تحلیل کیفی و با بهره‌گیری از مطالعات کتابخانه‌ای، در پی تبیین این مسأله، به این نتیجه نایل می‌آید که تطابق چشم‌گیر کار شاملو با مؤلفه‌های رویکرد «خواننده‌محور» و موفق عمل‌کردن وی در برانگیختن واکنش مخاطب، مرهون بسامد بالای مؤلفة «حذف و برجسته‌سازی» و «فرضیه‌سازی» در اثر مورد بحث است.