آموزش منظورشناسی زبان انگلیسی با رویکرد اجتماعی-فرهنگی

نویسندگان

1 گروه زبان انگلیسی، دانشکده‌ی زبانهای خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 گروه زبان انگلیسی، دانشکده‌ی زبانهای خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 گروه زبان انگلیسی، دانشکده‌ی زبانهای خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22061/jte.2019.3632.1927
چکیده

پیشینه و اهداف: در دنیای یادگیری و آموزش زبان دوم،  ساختارهای آموزشی بر مبنای مهارت­های ارتباطی پدید آمده­اند، و منجر به این شده­اند که  به جای یادگیری محض قواعد و کلمات زبان، تسلط در استفاده اجتماعی و کارکردی از آنها هم اهمیت زیادی پیدا­­ کند. بنابراین، مهارت و دانش منظور­شناسی، یعنی توانایی استفاده از زبان و درک معانی در تعاملات اجتماعی، تبدیل به بخش عمده­ای از مهارت زبان دوم شده ­است به­طوری که نداشتن این مهارت منجر به سوءتفاهم یا ضعف جدی در ارتباطات می­شود. حال در این میان، یکی از مهم­ترین ابعاد مهارت منظور­شناسی زبان، توانایی فرد در تفسیر و تولید صحیح کنش­های گفتاری است که در سالهای اخیر در حوزه­ی آموزش زبان توجه خاصی را به خود جلب­کرده­است. این پژوهش تأثیر روش تدریس­ با رویکرد اجتماعی-فرهنگی را بر ارتقاء دانش منظور­شناسی  زبان انگلیسی در زبان­آموزان ایرانی، با تأکید­ بر کنش ­گفتاری انتقاد­کردن بررسی می­کند.روش ها: شرکت­کنندگان دو کلاس 25 نفره از دانشجویان زبان انگلیسی بودند­(گروههای ازمایش و کنترل). سعی بر آن شد که در این روش در گروه آزمایش، زبان­آموزان تحت اصول رویکرد اجتماعی- فرهنگی عمل­کنند، یعنی یادگیری حین انجام کارهای مشارکتی. در این روش از دانشجویان خواسته­ می­شد تا از تکالیف همدیگر به صورت شفاهی انتقاد­ کنند. معلم هم آموزش فردی و خصوصی منطبق با نیاز هر فرد را ارائه می­داد.  در هر دو گروه آزمایش و کنترل، میزان یادگیری زبان­آموزان از طریق پیش­آزمون، پس­آزمون­های فوری و تأخیری بررسی شد. آزمون­های استفاده شده، آزمون تکمیل گفتمان و آزمون ایفای نقش بودند. اطلاعات جمع­آوری شده و به کمک آزمون تی­زوجی و مستقل تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان­ داد که دانش منظور­شناسی زبان­آموزان در گروه آزمایش به طور معناداری بهبود پیدا­ کرد و آنها خیلی بهتر از گروه کنترل عمل ­کردند که نشان­دهنده­ی تأثیر فوق­العاده عالی این روش تدریس بود. سپس از طریق مصاحبه با شرکت­کنندگان، محققان به احساسات مثبت آنها در طی آموزش تحت این روش پی­ بردند­(سطوح بالای هیجان و انگیزه، اضطراب کم، اوقات خوش، واضح بودن دستورالعمل­ها و توضیحات) که خود سندی بر تأثیرات مثبت این روش است.نتیجه‌گیری: این پژوهش تأثیرات کوتاه و بلند­مدت روشهای آموزشی با رویکرد اجتماعی-فرهنگی را بر ارتقاء دانش منظور­شناسی زبان­آموزان ایرانی با تأکید بر کنش گقتاری انتقاد­کردن نشان می­دهد. در  این مطالعه سعی شد تا اصول مهم نظریه اجتماعی-فرهنگی درحوزه­ی آموزش منظور­شناسی زبان دوم عملی شود. نتایج نشان دادند که این روشها در کوتاه و درازمدت بسیار مؤثر هستند و این تأثیر فقط محدود به نتایج مثبت ارتقاء در یادگیری نبود بلکه این گونه روشها اثرات روحی و روانی مثبتی هم برای زبان آموزان به­همراه داشتند. نتایج این تحقیق می­تواند به بعد عملی آموزش زبان دوم کمک کند. یافته­های تحقیق، درک معلمان را از نقش مهم روشهای آموزشی فرهنگی-اجتماعی در بافتی مثل ایران بالا می­برد و به آنها راههای عملی­کردن نظریه­های تازه ورود یافته به حوزه­ی منظور­شناسی زبان دوم را نشان می­دهند. همچنین به خاطر در­نظر­گرفتن احساسات زبان­آموزان، این تحقیق می­تواند برای هر­گونه بحثی در زمینه روانشناسی آموزشی مؤثر باشد.