تأثیر پیادهروی طولانیمدت (کوچ) بر وزن بدن، متابولیتهای خون و برخی آنزیمهای مرتبط با متابولیسم در میشهای دنبهدار
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج ، ایران.
2 استادیار گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج ، ایران.
3 دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیولوژی دام و طیور، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج ، ایران.
4 دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیولوژی دام و طیور، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج
doi
10.22092/asj.2020.341217.2022چکیده
در جوامع عشایری دامها برای دستیابی به علوفه و استفاده بهینه از مراتع، به مناطق دیگر کوچ داده میشوند. پیادهروی طولانیمدت و همچنین کاهش دسترسی به خوراک در طول مسیر ممکن است اثرات نامطلوبی در دام ایجاد نمایند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تغییرات فیزیولوژیک و پاسخهای متابولیسمی میشهای دنبهدار در طول روند کوچ عشایری آنها بود. بدین منظور، 25 رأس میش نژاد لری بختیاری با میانگین سنی 4/0±6/3 سال، از یک گله عشایری کوچرو انتخاب شد. میشها مسافت150 کیلومتری را در مدتزمان سه شبانهروز بهصورت پیادهروی طی نمودند. تغذیه میشها در طی کوچ، محدود به مراتع و علوفههای خشک در طول مسیر بود. وزنکشی و خونگیری در ساعات اولیه صبح قبل و بعد از کوچ انجام شد. فراسنجههای خونی مرتبط با متابولیسم انرژی با استفاده از کیتهای تجاری و به روش فتومتری اندازهگیری شد. دادهها بر اساس رویه GLM نرمافزار SAS ارزیابی شد و بهصورت Mean ± SE بیان شدند. نتایج حاکی از کاهش 5/4 درصدی میانگین وزن زنده دامها بر اثر پیادهروی بود (05/0>P). کلسترول کل تحت تأثیر پیادهروی، کاهش معنیداری نشان داد (05/0>P)، ولی میزان گلوکز خون تمایل به افزایش داشت (09/0 = P). کوچ بر سطح کراتینین خون تأثیر داشته و تمایل به کاهش داشت (07/0= P). بنابراین هرچند که پیادهروی طولانیمدت باعث کاهش وزن زنده بدن میشها شد، ولی تأثیر منفی محسوسی بر فراسنجههای متابولیسمی آنها نداشت. چنین استنباط میشود که گوسفندان دنبهدار با این شرایط کوچ، نوعی سازگاری متابولیسمی پیدا کردهاند و علت چنین سازگاریهایی را میتوان به ذخایر چربی دنبه نسبت داد.