مسئله این‌همانیِ شخصی؛ بازنگاهی دیگر به آموزۀ «تجدد امثال» و تحلیل انتقادی آن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه، گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

doi
10.22099/jrt.2025.54137.3281
چکیده

نظریۀ «تجدد امثال» در عرفان نظری به‌عنوان تبیینی از خلق دائم و تغییر مستمر در عالم مطرح شده است؛ اما به‌لحاظ متافیزیکی با چالشِ اساسی فقدان «این‌همانی شخصی» و «این‌همانی وجودی» مواجه است. این پژوهش با تحلیل تطبیقی تفاسیر مختلفِ تجدد امثال، شامل حرکت جوهری امتدادی، حرکت غیرامتدادی و تغییر دفعی، نشان می‌دهد که هریک از این تفسیرها با بحران فقدان این‌همانیِ متافیزیکی همراه است. همچنین، راه‌حل‌های پیشنهادی عارفان، ازجمله مفهوم «نفَس رحمانی، به‌مثابۀ جوهر ثابت عالم» و «عین ثابت» که به‌منظور حفظ ثبات جوهری در برابر تغییرات ظاهری (عرضی) ارائه شده‌اند، ازنظر این پژوهش ناکافی بوده و نتوانسته‌اند مسألۀ بنیادین حفظ هویت شخصی و وجودی را به‌طور کامل پاسخ دهند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تفسیرهای مختلف تجدد امثال، همگی در حفظ این‌همانی شخصی و وجودی ناکام‌اند، و تنها صورت قابل‌دفاع آن، حرکت جوهری غیرامتدادی است که با وجود ظرفیت تبیینی بالا، هنوز نیازمند تبیین‌های متافیزیکی دقیق‌تر است. این پژوهش با روش تحلیلی ـ توصیفی به‌منظور رفع ابهامات فلسفی و معرفت‌شناختی مرتبط با نظریۀ تجدد امثال، گامی درجهت تقویت فهم منسجم و دقیق‌تر آن در سنت عرفان و فلسفه اسلامی برداشته است.