تبیین جایگاه و نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرآیند یاددهی– یادگیری مبتنی بر سنتز پژوهی در شواهد پژوهشی معاصر

نویسندگان

1 گروه برنامه‌ریزی درسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 گروه برنامه‌ریزی درسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

3 گروه برنامه‌ریزی درسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22061/jte.2019.2799.1718
چکیده

پیشینه و اهداف: ورود فاوا در آموزش، سبک‌های سنتی را کاملاً متحول کرده و نظریات یادگیری را به چالش کشیده است. دستاوردهای چنین حضوری به کلاس‌های مجازی، دانشگاه هوشمند، دانشگاه مجازی و بطورکلی یادگیری الکترونیکی منجر شده است. در حقیقت ارتباطات در دنیای آموزش، مبنایی برای تمامی تعاملات میان اساتید/معلمان و فراگیران و میان مؤسسات آموزشی و دولتی و در میان سایر دستگاه­ها مبدل گردیده است.  استفاده از فاوا در جهان امروز منجر به تغییرات اساسی و عمده‌ای در آموزش و یادگیری شده است: ارائه فراوان اطلاعات، تصور دانشجویان از جهان را دگرگون می‌سازد؛ توزیع وسیع و دسترسی آسان به اطلاعات، رابطه بین استادان و دانشجویان را تغییر داده است؛ انعطاف‌پذیری، ابعاد فضا و زمان حیات آموزشی بشر را دگرگون می‌سازد. تمام این تغییرات گواه این امر هستند که فاوابه تدریج به عنصر ضروری برای اصلاحات آموزشی و نوآوری‌های جامعه کنونی بدل شده است و نظام آموزش ما را به عصر آموزش الکترونیکی نزدیک می­کند.  فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) بر تدریس، یادگیری و پژوهش­های مربوطه تاثیرگذار بوده­است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه نظام‌مند و ارائه ترکیبی از پژوهش‌های صورت گرفته در زمینه نقش فاوا در فرآیند یاددهی– یادگیری بود. روش پژوهش، کیفی و به شیوه سنتزپژوهی انجام شد.روش ها: منابع پژوهشی مرتبط از سال 2000 تا 2016 با روشی نظام‌مند انتخاب، واکاوی محتوایی و دسته‌بندی شدند؛ در غربالگری ریز 29 پژوهش مرتبط انتخاب، سپس سنتزی از یافته­های آنان ارائه شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که می‌توان از دو روند در رابطه فاوا و یاددهی و یادگیری سخن گفت: الف) روند تسهیل‌کنندگی؛ ب) روند جریان‌سازی. در عین حال که این دو روند در مواردی با یکدیگر همپوشانی دارند و کشیدن مرز مشخصی میان آنها مشکل می‌نماید اما می‌توان این دو روند را از هم جدا نموده و به بررسی ابعاد، خصوصیات و تأثیرات آن­ها بر فرآیند یاددهی-یادگیری پرداخت. بر این اساس، تأثیرات روند تسهیل‌کنندگی فاوا بر یاددهی-یادگیری در کوتاه مدت مشخص می­شود؛ اغلب بصورت سخت‌افزاری، ظاهر مؤلفه‌های یاددهی-یادگیری را تغییر می‌دهد. روند جریان‌سازی، دربرگیرنده تغییراتی است که در سطحی عمیق‌تر و با پیچیدگی بیشتر، کیفیت و چگونگی یاددهی-یادگیری را تغییر می­دهد. این تغییرات را می­توان به نوعی نتایج بلندمدت روند تسهیل­کننده دانست که به صورت نرم­افزاری نمود پیدا می­کند. در حقیقت کاربرد ابزارهای فناوری در کوتاه مدت شکل آموزش را تغییر داده اما پیامدهای آن در بلندمدت و در ارتباط با دیگر عوامل تأثیرگذار، منجر به بوجود آمدن رویکردها و جریان­های جدیدی در آموزش شده و روند کلی آموزش را دچار تحولات اساسی نموده است.نتیجه‌گیری: نتیجه به دست آمده در این پژوهش حاکی از آن است که روند جریان­ساز فاوا با ده مؤلفه­ی 1) سازنده­گرا بودن ماهیت فاوا؛ 2) ارتباط فاوا با شخصی­سازی فرآیند یاددهی و یادگیری؛ 3) فاوا در خدمت پرورش هوش­های چندگانه؛ 4) ارتباط فاوا و اثر انگیزشی یادگیری؛ 5) ارتباط فاوا با یادگیری شاگردمحور؛ 6) بهبود و ارتقای مهارت­های تفکر؛ 7) ارتباط فاوا با ارزشیابی از یادگیری؛ 8) تأکید بر خودآموزی؛ 9) شکل­دهی یادگیری عمیق، سریع و پایدار؛ و 10) تغییر نقش معلم؛ قابل تعریف است.