تأثیر اصلاحات اکبرشاه گورکانی بر نواندیشی دینی شاه ولیالله دهلوی بر طبق الگوی دیالکتیک تاریخی هگل
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه مازندران
2 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه مازندران؛
3 دانشآموخته کارشناسی ارشد تاریخ اسلام، دانشگاه مازندران؛
doi
10.22059/jrm.2023.354332.630413چکیده
اصلاحات اکبرشاه در اواخر قرن دهم ه.ق در هند مسأله ای حائز اهمیت است. این اصلاحات با مخالفت علمای مذهبی مسلمان مواجه شد. برآیند این مخالفت ها در دوران سلطنت اورنگ زیب منجر به حاکم شدن جریان علمای محافظه کار بر ضد اصلاحات دینی اکبرشاه شد. پیامد این وضعیت بروز نشانههای انحطاط در میان جوامع مسلمان هند بود. در چنین شرایطی بود که شاه ولی الله دهلوی در پی کشف دلایل انحطاط با نگاهی از درون متون دینی به رهیافتی نوگرایانه از سنت اسلامی دست زد. این پژوهش درصدد است با استفاده از روش تحقیق تاریخ و کاربست نظریه دیالکتیک هگل با تکیه بر منابع تاریخی و آثار ولی الله به بررسی تأثیر اصلاحات اکبرشاه گورکانی بر نواندیشی دینی ولی الله دهلوی بپردازد. یافته های پژوهش نشان میدهد که اصلاحات اکبرشاه را میتوان به عنوان برنهاد (تز)، مخالفت علمای مسلمان با آن را به عنوان برابرنهاد (آنتیتز) و درنهایت نوگرایی ولی الله به عنوان هم نهاد (سنتز) تبیین کرد.