ابعاد و مولفه‌های عرفی‌شدن و دلالت‌های نظری آن

نویسندگان

1 دانشیار گروه امنیت ملی دانشگاه عالی دفاع ملی

doi
10.22059/jrm.2023.348851.630387
چکیده

موضوع عرفی‌شدن از دیرباز دستمایه‌ی تحقیقات فراوان بوده است با این توضیح که اغلب تحقیقات برای سنجش عرفی‌شدن میزان دین‌داری جامعه را می‌سنجند و حالت معکوس دین‌داری را عرفی‌شدن قلمداد می‌کنند. اما مقاله ادعا دارد که عرفی‌شدن پدیده‌ای مستقل از دین‌داری است و برای سنجش آن نیز باید سنجه‌های مناسب احصا شوند. لذا نویسنده تلاش دارد با تحدید معنایی عرفی‌شدن، سطوح، ابعاد و مولفه‌های آن را نشان دهد. مقاله نشان می‌دهد که عرفی‌شدن در سه سطح کلان، میانه و خرد و در سه بعد اجتماعی (جامعوی)، دینی و فردی حادث می‌شود. عرفی‌شدن اجتماعی دارای سه مولفه ساختاری، فرهنگی و سازمانی است و در سه حوزه اجتماع، سیاست و اقتصاد اتفاق می‌افتد. عرفی‌شدن دینی نیز که در شکل «پذیرش ارزش‌ها، معیارها و قواعد عرفی» و «منفعت‌طلبی» نمود پیدا می‌کند به دو سطح کلان و میانه مربوط می‌باشد. عرفی‌شدن فردی، به عرفی‌شدن انگیزه‌ها، ارزش‌ها، عقاید، احساسات، شناخت‌ها و رفتارهای فرد اشاره دارد.