تحلیل تطبیقی مبانی هستی‌شناسی صدرایی و اصول نظریه فازی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، قم ، ایران.

2 دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، قم ، ایران .

doi
10.22099/jrt.2025.53244.3237
چکیده

تفکر فازی با نگاهی نو به مسائل غیردقیق و طیف‌دار، توانسته است در حوزه‌های مختلف علمی جایگاه ویژه‌ای پیدا کند. این نظریه، برخلاف رویکرد کلاسیک که بر دوگانه‌های قطعی تأکید می‌کند، بر وجود طیف وسیعی از حالت‌های میانی تأکید دارد. در این مقاله، به بررسی تطابق مفاهیم هستی‌شناختی فلسفة صدرایی، مانند مراتب تشکیکی وجود، حرکت جوهری، نسبت عین، ذهن و علیت، با اصول تفکر فازی، مانند پیوستگی، هم‌برخگی و فازی‌نمایی می‌پردازد. این پژوهش نشان می‌دهد که علی‎رغم کاربرد بیشتر نظریة فازی در حوزه‌های علمی و فناوری، اما اصول آن می‌توانند در تبیین مفاهیم فلسفی، به‌ویژه در حکمت متعالیه، به‎کار گرفته شوند. با تمرکز بر وجوه هستی‎شناختی نظریة فازی ورای وجوه منطقی و معرفت‎شناختی، با استفاده از ماتریس مقایسه‌ای، قرابت میان این مفاهیم نشان داده می‌شود. نتیجه این است که هر دو نظریه بر پیوستگی، درجه‌بندی و هم‌پوشانی تأکید دارند. درنهایت، الگویی نوآورانه‎ای پیشنهاد می‌شود که شامل تبیین مفاهیم صدرایی با اصول فازی و ارائة تفسیری نوین از فلسفة صدرایی بر‌مبنای پارادایم فازی است. این الگو از مفاهیمی چون اصل تشکیک فازی، حرکت جوهری فازی، و رابطة ذهن و عین فازی برای مدل‌سازی دقیق‌تر مفاهیم فلسفی استفاده می‌کند.