مقایسۀ شیوه‌های کاربست سنت‌های تصویری نگارگری در آثار نقاشان زن معاصر در ایران و افغانستان

doi
10.22051/pgr.2020.32007.1069
چکیده

ورود مبانی هنر مدرن، از زمان صفوی و قاجار به ایران و از زمان زمامداری شاه امان‌الله به بعد در افغانستان، تغییرات بنیادینی را در هنر، به‌ویژه نقاشی، به وجود آورد و سنت‌های تصویری نگارگری را به حاشیه راند. از طرف‌دیگر، افزایش حضور زنان به‌عنوان هنرمند، به‌نحوی بی‌سابقه، سبب شکل‌گیری گروه پرشمار، جدید و مؤثر در تاریخ هنر این دو کشور شد. نحوۀ تعاملات زنان نقاش معاصر این دو کشور به‌عنوان قشر تأثیرگذار در حوزۀ هنرهای تجسمی که مانند مردان، از یک‌طرف با سنت تصویری نگارگری و از طرف‌دیگر با واردات مبانی هنرهای تجسمی مدرن و تأثیرات آن مواجه بوده‌اند، مسئلۀ پژوهش حاضر است. حال سؤال این است که آثار بانوان نقاش معاصر ایران و افغانستان، چه شیوه‌هایی را در جهت کاربست سنت‌های تصویری و ترسیمی نگارگری در نقاشی معاصر ارائه کرده‌اند و این شیوه‌ها، چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند. در این راستا یافته‌های پژوهش حاضر که با روش توصیفی‌تحلیلی و تطبیقی انجام شده، ضمن معرفی زنان نقاش این دو کشور که سنت تصویری و ترسیمی نگارگری را به کار گرفته‌اند، شباهت‌ها و تفاوت‌هایی را نیز در این شیوه‌ها و تکنیک‌ها در آثارشان متمایز می‌کند که شیوه‌های مشترک آنها را می‌توان در قالب تحلیل سطوح، به کارگیری ابژه‌های معاصر، کاربست تلفیقی نقوش گیاهی و جانوری، تبعیت از تحولات نگارگری معاصر، کاربست مبانی هنرهای تجسمی غربی در نگارگری و تغییر و تحول در مصالح و مفاهیم، با تفاوت‌های جزئی یا کلی مشاهده کرد. در ذیل هر کدام از این شیوه‌های مشترک می‌توان ابداعات و نوآوری‌هایی را مشاهده کرد که به‌طوراخص، به کشور ایران یا افغانستان، اختصاص دارد.