بررسی تحول کارکرد پیکرنگاری در دورۀ دوم قاجار و پیامدهای گفتمانی آن
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم پزشکی گلستان
doi
10.22051/pgr.2021.36099.1109چکیده
گفتمان تجدد در ایران حاصل مفصلبندی دالهایی چون عدالت، آزادی، اصلاحات، حول دال مرکزی قانون بود. بهنحوی که دال قانون، در تعارض با دال مرکزی گفتمان دربار (پادشاه) قرار داشته و تکگویی حاکم بر گفتمان دربار را نشانه گرفته بود. هدف این مقاله نشاندادن تأثیر گفتمان تجدد بر بازنمایی چهرۀ پادشاهان قاجار بر اساس نظریۀ گفتمان در آرا لاکلا و موفه است. سؤال این است که تغییرات گفتمانی حاکم بر فضای اجتماع درگذار از عهد فتحعلیشاه به عهد ناصرالدینشاه، چه تأثیری در بازنمایی چهرۀ پادشاه و سایر افراد درگیر در مناسبات قدرت دارد. یافتههای پژوهش، نشان میدهد که گفتمان تجدد با مرکزیت قانون قبل از هر چیز تفاسیر فرازمینی و تقدسنمایی را از چهرۀ پادشاهان این دوره زدوده است و دسترسی به شاه در تصاویر آسانتر شد. بدینترتیب پیکر شاه در تصاویر واقعی و ملموس شد و تصاویر کارکرد خود را که تبلیغ و تثبیت قدرت بود رفتهرفته از دست داد. به این ترتیب فردیت از رأس هرم قدرت به سطوح پایینتر انتقال یافت. با هژمونیکشدن دال قانون شاهد تغییرات بیشتری در بازنمایی هستیم. در واقع ژستهای معرف قدرت به حاشیه رانده میشود و تصویر شاه از مرکزیت خارج میشود.