تحلیلی از دوگانۀ واقعیت/ارزش در پرتو نسبت توصیف و توصیه نزد هیلاری پاتنم و فارابی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اهل البیت(ع)، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

2 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اهل البیت(ع)، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

3 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اهل البیت(ع)، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22099/jrt.2025.51914.3160
چکیده

این باور وجود دارد که دوگانة توصیفی/توصیه­ای وجه زبانی/مفهومی، دوگانه ی واقعیت/ارزش است. مقصود از دوگانه ی توصیفی/توصیه ­ای آن است که الفاظ/مفاهیم به‌طور کلی به دو دسته ی ارزش­گذارانه و غیر ارزش­گذارانه تقسیم می‌شوند، به‌نحوی که الفاظ/مفاهیم ارزش­گذارانه، خالی از هرگونه واقع‌نمایی بوده و غیر صدق و کذب ­پذیرند. در مقابل، الفاظ/مفاهیم توصیفی و غیر ارزش­گذارانه وجود دارند که حکایت­گر ویژگی ­های واقعیت خارجی بوده و صدق و کذب ­پذیرند. برخی معتقدند الفاظ/مفاهیمی وجود دارد که هر دو خاصیت توصیف و توصیه را توأمان دارا هستند و این الفاظ/مفاهیم، که غلیظ اخلاقی نامیده می­شوند، توانایی نقض دوگانه ی توصیفی/توصیه­ای را دارند و به‌دنبال آن با رد این دوگانه، دوگانة واقعیت/ارزش نیز فرو می­ریزد. مقصود از دوگانة واقعیت/ارزش آن است که ارزش‌ها واقعی و عینی نبوده و ویژگی اصیل واقعیت خارجی نیستند. در این پژوهش قصد داریم در آثار هیلاری پاتنم و فارابی دو مسأله را واکاوی کنیم: اول، نقش الفاظ/مفاهیم غلیظ اخلاقی در رد دوگانه ی توصیفی/توصیه ­ای و به تبع آن دوگانه ی واقعیت/ارزش. دوم، نحوة درهم­ تنیدگی توصیف و توصیه و رابطه ی آن با مسأله واقعیت/ارزش. اهمیت این موضوع ازآن‌جهت است که واقع ­نمایی، عقلانیت، استدلال پذیری و نسبی­ گرایی احکام و جملات اخلاقی مستقیماً به حل این مسأله وابسته است؛ بدین‌خاطر در فلسفة اخلاق و حکمت عملی دارای جایگاه مبنایی بوده و سایر مسائل اخلاقی از آن تأثیر می­پذیرند. هدف از مقایسة این دو فیلسوف، علی­رغم اشتراک در صرف اعتقاد به واقع­گرایی اخلاقی، نشان دادن اختلاف اساسی آن دو در تبیین و تفسیر از واقع­گرایی است. فارابی از منظر واقع­گرایی متافیزیکی و پاتنم درمقابل، از منظر واقع­گرایی درونی و واقع­گرایی فهم ­متعارفی به اخلاق نظر می­کند.