انسانکامل در جهانشناسی عرفانی راز شیرازی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی مرتضی مطهری ، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بینالمللی امامخمینی(ره)، قزوین. ایران.
3 دانشیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی مرتضی مطهری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
4 دانشیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی مرتضی مطهری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22099/jrt.2025.52798.3209چکیده
یکی از مسائل مهم در عرفان نظری، ضرورت وجود انسانکامل در نظام هستی است؛ چراکه انسانکامل بهلحاظ برخورداری از جامعیت و گستردگی وجودی، نسخة جامع و کامل تمام نظام هستی است، بهگونهای که شناخت او موجب شناخت عالم خواهد شد. ازنظر راز شیرازی، عارف شیعی قرن سیزدهم، برپایی عالم و بقای آن وابسته به وجود انسانکامل است که منظوراز این انسان، حضرات محمدی و علوی و ذریة مطهر ایشان است. انسانکامل دو نسبت با عالم دارد: در نسبت اول، بخشی از عالم یا مرتبة ششم است که نسبت طولی است. او در یک تقسیمبندی کلی، پنج مرتبه را برای ظهورات الهی در نظر گرفته که به حضرات خمس معروف است. علاوهبر ذکر حضرات خمس، به بیان عوالمی که نتیجة تجلی هریک از حضرات است، پرداخته و برایناساس از تجلی هر حضرت، یک عالم پدید میآید. بهاینترتیب، عوالم مختلف لاهوت، جبروت، ملکوت، ملک و انسانکامل، بهظهور میرسند. عالم ناسوت انسانیه، جامع عوالم اربعة الهیه و آن عوالم، در عالم هیکل ناسوتی انسانی مندرج است. در نسبت دیگر، واسطة خلقت یا ایجاد عالم؛ و به تعبیری، هم علت و هم دلیل ایجاد عالم است. راز شیرازی به پشتوانة آیات و احادیث شیعه و با تکیهبر مفهوم ولایت کلیة الهیه، انسانکامل را محل مشیتالله، واسطة فیض الهی و مانند آن دانسته است. در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی به تبیین جایگاه انسانکامل در نظام هستی از منظر راز شیرازی پرداخته میشود.