رابطۀ ساختارهای زبانی با حقایق فلسفی در مکتب نومشّائی رجب علی تبریزی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 دانشآموختۀ دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران و پست دکتری از بنیاد علم ایران، تهران، ایران .
doi
10.22099/jrt.2025.51733.3147چکیده
رج بعلی تبریزی همچون ابن سینا بر ارتباط ذهن با عین تأکید فراوانی داشت. او بهعنوان حکیم نومشّائی که قواعد و ادبیات مشّائی را بهمنظور ارزیابی نظریات جدید معاصران خویش، ارتقا داد؛ قائل به هماهنگی «ساختارهای زبانی مشترک» با مباحث معقول گردید. ازلوازم مهم این نظریه در آموزههای او، انکار «مفاهیم اعتباری» در فلسفه و حکمت است. پژوهش پیشرو میکوشد تا ضمن توضیح دیدگاه حکیم تبریزی در مسألة استنتاج مبانی هستیشناختی از گویش زبانی و لازمة مهم آن، به ارزیابی دلایل و اشکالات ناظر به آنها بپردازد. روش به کار رفته در این پژوهش، ترکیبی از تبیین و تحلیل انتقادی است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که دیدگاه تبریزی درباره کاربرد ساختارهای زبانی مشترک، در چارچوب تفکّر او، قابل ابطال نیست و دستکم بهعنوان اصل پیشینی در مکتب نومشّائی تبریزی پذیرفتنی است. همچنین، تحلیل قابل توجّه او دربارة معنای نفسالامر، بسی حائز اهمیت است؛ ولی حدودوثغور دیدگاه او در نفی مفاهیم اعتباری، قدری ابهام دارد؛ چون تفکیکی میان معقولات ثانی فلسفی با معقولات ثانی منطقی قائل نشده است.