نگاه انتقادی به ظرفیت‌ استنباطی علم کلام و ضرورت تأسیس علم مستقل برای استنباط معارف اعتقادی

نویسندگان

1 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

doi
10.22099/jrt.2025.53445.3247
چکیده

در دین اسلام، معارف ارزشمندی در زمینة اعتقادات ارائه شده است که بهره‌گیری از آن‌ها نیازمند استنباط صحیح از متون دینی است. علم کلام، دانش مسئول معارف اعتقادی در جهان اسلام است. سؤال این است که ظرفیت استنباطی علم کلام چه میزان است؟ و آیا علم کلام می‌تواند در این زمینه موفق باشد؟ این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است. هر ظرفیتی که یک علم دارد، ناشی از مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده و عناصر آن است. مؤلفه‌های تشکیل‌دهندة علم کلام، شامل مسائل، قواعد، منابع، مبادی و روش‌های آن، متناسب با هدف دفاع از معارف اعتقادی، انتخاب و تدوین شده‌اند و ظرفیت استنباط محدودی دارند. تغییر هدف علم کلام و یا افزودن هدف استنباط ممکن نیست؛ زیرا مؤلفه‌های تشکیل‌دهندة علم کلام که ماهیت آن را تشکیل می‌دهند، با اهداف متباین با هدف اولیه که دفاع است، سازگاری ندارند. زمانی که دو هدف تا حدی متفاوت باشند که مسائل، قواعد، منابع و شیوه‌های استدلال متفاوتی را اقتضا کنند، لازم است برای هر هدف، علم جداگانه‌ای تأسیس شود. علم کلام ظرفیت مناسبی برای دفاع از معارف دارد؛ اما برای استنباط معارف اعتقادی، لازم است علمی مستقل شکل گیرد و منابع، مسائل، قواعد و شیوه‌های مناسب برای تحقّق این هدف، انتخاب و تدوین گردند.