تحلیل فلسفی فرایند علم شهودی به خداوند در حکمت متعالیه (با الهام از آیات و روایات)
نویسندگان
1 دانشیار گروه معارف اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22099/jrt.2025.52169.3179چکیده
انسان با دو روش متفاوت میتواند خداوند را بشناسد، یکی معرفت حصولی و دیگری معرفت حضوری. در معرفت حصولی، انسان به واسطة صور و مفاهیم، شناختی غیرمستقیم به خداوند پیدا میکند؛ اما در معرفت حضوری، به وجود عینی خداوند مرتبط و متصل میگردد؛ بهطوری که هیچ واسطهای بین او و خداوند حائل نمیشود. در این معرفت به اندازة سعة وجودی انسان، خداوند در او ظهور و تجلی مییابد. معرفت حضوری، گرچه بهنحو فطری و بالقوه در نهاد همة انسانها به ودیعت گذاشته شده و درجات ضعیفی از آن برای برخی از انسانها مقدور و میسر است، اما فعلیت یافتن و شکوفا کردن مراحل شدید و کاملتر آن، بسیار دشوار و طاقت فرسا بوده و به میزان رفعت جایگاهش، دور از دسترس انسانها است. معرفت حضوری و شهودی خداوند، ذومراتب بوده و در مراتب بالای آن انسان میتواند به قرب خداوند و حتی فنای فیالله نائل شود. دشواری و کمیابی چنین مقام و معرفتی باعث بروز شک و تردید در امکان تحقق آن شده است. بنابراین مهمترین سئوال قابل طرح دربارة معرفت شهودی خداوند این است که چگونه با روش و استدلال فلسفی میتوان امکان و کیفیت وقوع چنین مقام و معرفتی را اثبات و تحلیل نمود؟ در نوشتار پیشرو با روش تحلیلی_توصیفی و با کمک برخی اصول فلسفی حکمت متعالیه، مانند «عینربط بودن معلول نسبت به علت» که ملهَم از آیات و روایات است، فرایند وقوع معرفت شهودی به خداوند را اثبات و تحلیل خواهیم کرد.