نگاهی به اصل عدم‌تناهی حقیقت وجود و کارکرد آن در توجیه اثبات‌پذیری خداوند و تعیین گسترۀ براهین صدیقین

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران .

2 دکتری حکمت متعالیه، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

3 استاد گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

doi
10.22099/jrt.2024.50856.3085
چکیده

هدف این نوشتار آن است که ضمن تبیین اصل عدم‌تناهی حقیقت وجود و برخی از لوازم و فروعات آن، کارکرد این اصل را در توجیه اثبات‌پذیری خداوند و نیز تعیین گسترۀ براهین صدیقین مشخص نماید. امتناع تحقق علم حصولی به خداوند، امتناع تحقق علم حضوری به خداوند، امتناع اقامۀ برهان لم و عدم اعتبار برهان إن برای اثبات خداوند، امتناع اقامۀ برهان بر وجود خداوند به‌واسطۀ ضرورت‌ازلیه و اطلاق مقسمی خداوند و امتناع اقامۀ برهان بر وجود خداوند به‌واسطۀ فقدان شرط تعریف و اثبات پذیری از دلایلی هستند که در این تحقیق بر اثبات­ناپذیری خداوند، اقامه شده­اند. نگارنده معتقد است نه‌تنها به‌کارگیری اصل عدم‌تناهی حقیقت وجود می­تواند تمام ادلۀ مذکور را توجیه و خداوند را به‌عنوان حقیقتی اثبات­پذیر مطرح نماید؛ بلکه توجه به این اصل می­تواند بیان کنندۀ نتیجه­ای بدیع در زمینۀ تعیین گسترۀ براهین صدیقین باشد؛ به‌نحوی که جمیع براهین اثبات وجود خداوند می­توانند واجد ملاک برهان صدیقین باشند؛ البته با لحاظ این تفاوت که میزان شرافت این براهین بسته به شدت ظهور خداوند در مظاهر حقیقت وجود متفاوت خواهد بود.