سبک فرمالیسم و کاربرد آن در مکتب ( باهاوس) آلمان
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی مشهد
2 دانشگاه علوم پزشکی مشهد
doi
10.22051/pgr.2019.24277.1023چکیده
این نوشته بر آن است تا تأثیر سبک فرمالیسم برمکتب باهاوس را بررسی کند. هر تصویر اگر دقیق و روی اصول و مبانی هنرهای تجسمی طراحیشده باشد از چندین لایه ساده تشکیل میشود که وجود این لایهها باعث زیبایی یک اثر هنری میشود و با جدا شدن این لایهها از همدیگر از زیبایی یک اثر هنری کاسته میشود. ظهور این اندیشه در تمامی حوزههای هنر، آثار متنوع و شاخصی را پدید آورده است که در تمامی تاریخ هنر همواره مورد توجه قرار گرفتهاند. فرمالیسم بر فرم یا ساختار صوری تاکید کند. فرمالیسم در ادبیات، سینما، موسیقی، نقاشی، عکاسی، مجسمه سازی و معماری آثاری را پدید آورده است که هر چند در صورت ظاهری متفاوت، اما در خلوص ذاتی مشترکاند؛ به طوری که سادگی، خلوص و بی پیرایگی به عنوان جوهر فرمالیسم، در هریک از این حوزهها به صورتی متفاوت تجلی یافته است.. در این پژوهش ویژگیهای مرتبط با فرمالیسم و فرم و تاثیر آن بر مکتب ( باهاوس) آلمان بررسی شده است نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که رابطه فرمالیسم و فرم، محتوا و ساختارگرایی، یبن عناصر، نوشتار، با موضوع مکتب آلمان مرتبط بوده است.روش تحقیق این پژوهش توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از شیوهی کتابخانهای انجام شده است.. پژوهش حاضر با این سوال کلیدی مطرح خواهد شد که سبک فرمالیسم چه تاثیری بر مکتب ( باهاوس) گذاشته است. در این تحقیق اهتمام ورزیده شده که این مکتب از نظر ساختارگرایی، فرم و محتوا مورد بررسی قرار گیرد.