شناسایی کیفیات فضایی مؤثر بر پرورش هوش‌های چندگانه‌ در فضاهای مدرسه (نمونه موردی: مدارس ابتدایی شهر مشهد)

نویسندگان

1 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت، تهران

2 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه گیلان، رشت. ایران

doi
10.22061/jte.2018.3642.1913
چکیده

پیشینه و اهداف: افراد در توانایی خود برای درک مفاهیم پیچیده، سازگاری مؤثر با محیط، یادگیری از تجربه، نحوه­ی استدلال و غلبه بر موانع با استفاده از تفکر، با یکدیگر متفاوت هستند. متخصصان حوزه یادگیری بر این باورند که یادگیری در افراد به شیوه‌های مختلفی رخ می­دهد و در اغلب موقعیت­های یادگیری، افراد از سبک یادگیری مطلوب خود استفاده می­کنند. همسان شمردن کاربران و یکسان انگاشتن روش‌های یادگیری در افراد مختلف، موجب ناسازگاریِ کالبد مدارس با ویژگی‌های فردی دانش‌آموزان و شیوه‌های گوناگون یادگیری در آن‌ها است. ویژگی‌های فردی دانش‌آموزان و شیوه‌های یادگیری آن‌ها، به میزان زیادی وابسته به هوش آن‌هاست. با توجه به نظریه‌ی هوش‌های چندگانه‌، هوش در افراد، دارای وجوه و انواع متفاوتی است. تقویت هر یک از این هوش‌ها از طریق کسب مهارت در انجام فعالیت‌هایی امکان‌پذیر است. پژوهش حاضر، به دنبال دستیابی به کیفیات فضایی است که موجب افزایش تمایل دانش‌آموزان به انجام فعالیت‌های یادشده در هر فضا می‌گردد. شناخت این کیفیات و به کار بستن آن‌ها در طراحی فضاهای مدرسه می‌تواند موجب افزایش امکان وقوع فعالیت‌های مرتبط با هر هوش شود و احتمال پرورش این هوش‌ها را در دانش‌آموزان افزایش دهد. بنابراین، در این پژوهش، مطالعاتی میدانی باهدف شناسایی شاخصه‌های کالبدی لازم برای تناسب بیشتر فضا با فعالیت‌های تقویت‌کننده هر هوش انجام‌شده است.روش ها: جامعه‌ی آماری این مطالعات، دانش‌آموزان مقطع ابتدایی در مشهد می‌باشد. 172 نفر از این دانش­آموزان به‌عنوان جامعه‌ی نمونه، با استفاده از روش نمونه‌گیریِ تصادفیِ طبقه‌بندی‌شده، انتخاب‌شده‌اند و از آن‌ها خواسته‌شده تا برای انجام فعالیت‌های مذکور از میان 6 تصویر ارائه‌شده‌ تصاویر مطلوب را مشخص نمایند و به توصیف دلایل آن بپردازند.یافته‌ها: کیفیت‌های مورداشاره، شناسایی، کدگذاری و بر اساس اهمیت و دفعاتِ تکرار در نرم­افزار SPSS طبقه‌بندی‌شده است. این کیفیت­ها که با استفاده از راهبرد تحقیق کیفی و فن مصاحبه‌ی عمیق استخراج‌شده، پس از ارزیابی و تحلیل، به رهنمودهایی در طراحی مدارس ابتدایی تبدیل‌شده است. هدف از این رهنمودها افزایش مطلوبیت فضاهای مدرسه در انجام فعالیت­های تقویت‌کننده هر یک از هوش­های چندگانه و ارتقاء این هوش­ها در دانش­آموزان است.نتیجه‌گیری:  برخی از کیفیات صرفاً برای بهتر شدن شرایطِ وقوع یک دسته‌ی فعالیتیِ مشخص، در یک فضای خاص، مطرح‌شده و در سایر فضاها و دسته‌های فعالیتی تکرار نشده‌اند. لذا، این کیفیات، ازنظر دانش‌آموزان، صرفاً، وقوع آن دسته‌ی فعالیتی را در فضای مربوطه تسهیل می‌کنند. از طرفی دیگر، بعضی کیفیات برای یک فضای واحد، در دسته‌های فعالیتی مختلف تکرار شده‌اند. این بدان معنی ‌است که فعالیت‌هایِ متناسب با آن فضا، همگی برای تحقق یافتن به شکل مطلوب، نیازمند وجود آن کیفیات‌اند. به‌عبارت‌دیگر، فضای مذکور ماهیتاً نیازمند برخورداری از آن‌ کیفیت‌هاست. به‌عنوان‌مثال، سایه‌اندازی در تراس یادگیری، برای وقوع تمامی فعالیت‌های مربوطه، مورد تمایل واقع‌شده است. بخش دیگری از کیفیات، همچون وسعت و دل‌بازی فضا، در اغلب فضاها و دسته‌های فعالیتی تکرار شده‌اند. توجه مکرر دانش‌آموزان به این کیفیات، در فضاهای مختلف و نیز در دسته‌های فعالیتی متفاوت، می‌تواند دلایل متعددی را در برداشته باشد.