شهر و عدالت اجتماعی: تحلیلی بر نابرابری‎های محلّه‎ای(مطالعه‎ی موردی: محلّه‎های قدیمی شهر میاندوآب)

نویسندگان

1 استادیار دانشکده‎ی جغرافیا، دانشگاه تهران

2 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی ‌شهری، دانشگاه تبریز

3 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه‎ریزی روستایی، دانشگاه فردوسی مشهد

4 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه‌ریزی ‌شهری، دانشگاه تهران

5 کارشناسی ارشد GIS، دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22059/jhgr.2012.24600
چکیده

شهر، نگاهی نوین به زندگی جدید بشر و چشم‌انداز توسعه از ابعاد مختلف است، اما در عین حال تأکید بر ابعاد کمّی رشد در بسیاری از کشورها به‎ویژه در کشورهای رو به پیشرفت، منجر به دوقطبی شدن شهرها شده است. از مهم‌ترین پیامدهای رشد شتابان شهرنشینی و توسعه‎ی فیزیکی شهرهای کشور در دهه‎های گذشته، پاشیدگی نظام توزیع مراکز خدماتی شهری بوده که زمینه‎ساز نابرابری اجتماعی شهروندان و میزان برخورداری از کاربری‌های خدمات شهری در بافت قدیم شهر شده است. هدف این مقاله، تبیین سطوح کیفیّت زندگی در بافت قدیم شهر میاندوآب با 17 شاخص کیفیّت زندگی و ارتباط آن با سرانه‎ی کاربری‌های شهری در سطح محلّه‎ها بوده که از سرانه‎ی 15کاربری استفاده شده است. روش کار در این مقاله، توصیفی ـ تحلیلی است. نخست مطالعات اکتشافی به‎صورت کتابخانه‌ای و بازدید مقدماتی و پس از آن، مطالعه‎ی میدانی با استفاده از روش پرسش‎نامه‌ای انجام شده است. برای تعیین حجم نمونه‎ی مورد مطالعه از فرمول کوکران استفاده شده است و در نهایت، برای تحلیل و رتبه‎بندی محلّه‎ها از طریق شاخص‌های کیفیّت زندگی روش آنتروپی و SAW استفاده شده و برای تبیین و رتبه‎بندی محلّه‎ها از طریق سرانه‌های شهری، روش آنتروپی و TOPSIS به‎کار گرفته شده است. بر اساس بررسی‌های انجام شده با شیوه‎ی SAW محلّه‎های 21، 20، 19 و 16 در شاخص‌های کیفیّت زندگی در رتبه‎های نخست قرار داشته‌اند، در توزیع سرانه‎ی کاربری‌های شهری بر اساس شیوه‎ی TOPSIS محلّه‎های 20، 4، 21 ، 19و 16 در رتبه‌های اوّل قرار داشتند. نتایج نشان می‌دهد که ارتباط معناداری بین توزیع سرانه‎ی کاربری‌های شهری و کیفیّت زندگی وجود دارد.