تبیین چیستی و چگونگی تجربههای نزدیک به مرگ در پرتو فلسفه صدرایی
نویسندگان
1 دکتری فلسفه دین، گروه کلام و فلسفه دین، قم، ایران.
2 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران.
doi
10.22099/jrt.2025.51752.3148چکیده
تجربه نزدیک به مرگ از مسائلی است که اخیراً جذابیت عمومی پیدا نموده و از طرفی دغدغههایی را در جامعه علمی ایجاد کرده است. تاکنون با مبانی مختلف، تبیینهای گوناگونی از آن صورت گرفته است. مقالة حاضر با تکیهبر فلسفة صدرایی و با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی در تلاش برای ارائۀ تبیینی فلسفی از چیستی و چگونگی این تجربه ها است. نتیجه تحقیق با توجه به برخورداربودن انسان از ساحت مثالی تجردی در کنار ساحت جسمانی، این است که افراد تجربهگر، با قطع یا کاهش علقه یا توجه کمتر به بدن مادی، بر مرتبة مثالی و خیالی متصل خود متمرکز شدهاند و اموری را ادراک کردهاند. این افراد در صورت رهایی از ویژگیهای خیال و مثال متصل، همانند: الف) مخزن و ارائهدهندة صور حسی بودن، ب) صورتساز بودن، ج) محل جولان شیطان بودن، به عالم مثال منفصل، منتقل میشوند و اموری از آن عالم را درک میکنند. با توجه به نادر بودن افراد توانمند جهت رهایی از قوۀ خیال، آنچه عموم مشاهدهگران تجربیات نزدیک به مرگ درک کردهاند، در مرتبۀ خیال و مثال متصل آنها بوده است. آنچه تجربهگران در مثال متصل یا منفصل از امور نامتعارف دیده، شنیده، لمس کرده، چشیده یا بوییدهاند، همگی با کمک حواس باطنی ایشان بوده است. براساس نقش مستقیم نفس در ادراک، کسی که به تجرد مثالی برسد، دنیای مادی را هم میتواند ببیند، بلکه بهتر ببیند.