مقایسه مفهوم نقاشی مدرن از منظر ضیاءپور و گرینبرگ
نویسندگان
1 دانشگاه فرهنگیان
2
doi
10.22051/pgr.2019.23159.1015چکیده
یکی از منابع اصلیِ شناخت بنیادهای نقاشی مدرن، مقاله «نقاشی مدرن» 1 کلمنت گرینبرگ میباشد. او در این مقاله با بیان کارکردِ خودنقادی در هنر، با حذف مدیومهای دیگر، سطح را بهعنوان یگانه هنجار متمایز و مختصِ نقاشی جهت حصولِ خلوص در نقاشی معرفی نموده که در هنر مدرن، بسیار مورد توجه واقع شده است. در ایران جلیل ضیاءپور در 1949، بیانیهای با عنوان «لغو نظریههای مکاتب گذشته و معاصر از پریمیتیو تا سوررئالیسم» در نشریه کویر منتشر کرد که با حذفِ مدیومهای دیگر در نقاشیْ نظریه «مکتب کامل» را ارائه داده و ارزشهای نقاشیِ ناب را بیان نمود. شناخت و مقایسه مبانیِ نقاشی مدرن در هنر معاصر ایران و جهان، امری ضروری به نظر میرسد. از آنجا که هر دو بیانیه، مبانیِ نقاشی مدرن را بیان میکنند، سؤال این است که این دو بیانیه چه تفاوتها و شباهتهایی باهم دارند؟ این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی، نشان میدهد که هر دو بیانیه، انگیزهها و اهداف هنرمندان را امری فردی معرفی میکنند. اما بیانیه ضیاءپور برخلاف گرینبرگ به کارکرد خودنقادی در نقاشی، وجود تداوم تاریخی در نقاشی، فقدان برنامهریزی مدرنیته در هنر و اهمیت بسترِ تاریخی و فرهنگی هنر مدرن، اعتقادی ندارد.