تحلیل و بررسی تفاسیر مختلف از تعریف حرکت نزد ارسطو

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران

2 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران ، ایران .

doi
10.22099/jrt.2024.51426.3123
چکیده

از دیدگاه حکمت مشاء، ازآنجاکه دانش طبیعی در پی شناخت طبیعت، و طبیعت مبدأ و عامل حرکت است، پس شناخت حقیقت و ماهیت طبیعت، به شناخت حرکت گره خورده است. ارسطو درضمن مثال‌های متعدد، حرکت را چنین تعریف کرده است: «فعلیتِ (تمامیت/کمال) آنچه بالقوه است از آن جهت که بالقوه است». تعریف او از اختلاف تفسیری مفسرانش مصون نمانده است. این اختلافات در نهایت ریشه در این دارد که واژة فعلیت و قوه در تعریف ارسطو چگونه تفسیر شود. برخی فعلیت را روندی و برخی فعلیتی تفسیر کرده‌اند؛ چنان‌که برخی مقصود از قوه را قوة بودن و برخی قوة شدن دانسته‌اند. ترکیب این اختلافات منجر به سه دیدگاه متفاوت در تفسیر حرکت نزد ارسطو شده است: 1- روندی/ شدن 2- فعلیتی/ بودن 3- فعلیتی/ شدن. البته تعریف ابن‌سینا از حرکت، تعریفی مستقل است که آن را دیدگاه «فعلیتی/ بودن و شدن» نامیده‌ایم؛ گرچه می‌توان آن را به‌عنوان تفسیر چهارم از تعریف ارسطو نیز قلمداد کرد. این مقاله که با رویکرد اسنادی تنظیم شده است، در تلاش است تا به بازخوانی تعریف حرکت نزد ارسطو در آینة توصیف و تحلیل تفاسیر شکل گرفته پیرامون آن، بپردازد. نقد و بررسی این تفاسیر در نهایت نشان خواهد داد تفسیر دوم از اشکالات کمتری برخوردار است.

کلیدواژه‌ها