بررسی وحدت مدینة ملاصدرا باتوجه به مفهوم پولیتِیا نزد ارسطو

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه، گروه فلسفه اسلامی و حکمت معاصر، پژوهشکده فلسفه، پژوهشگاه علوم ‌انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه فلسفه اسلامی و حکمت معاصر، پژوهشکده فلسفه، پژوهشگاه علوم ‌انسانی و مطالعات ‌فرهنگی، تهران، ایران .

3 استادیار گروه روش‌شناسی علوم انسانی ، پژوهشکده تاریخ و فلسفه علم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات ‌فرهنگی، تهران، ایران.

doi
10.22099/jrt.2024.50211.3047
چکیده

پولیتِیا درنظر افلاطون و ارسطو به‌منزلة پسوخه (نفس) یا صورتِ پولیس است. نزد ارسطو، پولیتِیا بُن و «اساس»ی است که مبتنی بر آن، قوة‌ حاکم و نوع حکومت، قوا و عناصر حکومتی، نحوة‌ توزیع آنها و حد بهره‌مندی هریک از قدرت، و غایت و هدف کل پولیس یا اجتماعات آن تعیین می‌شود. پولیتِیا نزد ایشان به‌منزلة‌ پاسخ به مسألة‌ وحدتِ پولیس بوده است و با آن، وحدت میان پولیس (شهر)، پولیتِس (شهروند)، پولیتِئوئُو (کنش شهروندی) و پولیتیکوس (سیاست‌مدار) حاصل می‌شود. نزد ملاصدرا حکمت مدنی، حکمت منسوب به مدینه است و انسان مدنی مفهومی مشکک است که از اهل مدینه تا رئیس مدینه را شامل می‌شود. با توجه به ابتنای حکمت متعالیه بر اصالت وجود و وحدت تشکیکی آن، مسألة‌ بررسی حاضر، مسألة‌ وحدت مدینه نزد ملاصدرا است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی‌تطبیقی با ماهیت روش کتابخانه‌ای انجام شده و متناسب با آن، مفهوم پولیتِیا به‌عنوان مفهوم مرکزی پژوهش قرار گرفته و از استعارة‌ نفس به‌عنوان حدّ وسط برای نزدیک شدن به مفهوم پولیتِیا بهره گرفته شده است. سپس حکمت مدنی ملاصدرا در نسبت با معنای تفصیلی پولیتِیا در سه بخش نوع حکومت و قوة‌ حاکم، تعیین و تنظیم نسبت قوا با یکدیگر و غایت مدینه بررسی شده است. درنتیجه، وحدت امر معاش و امر معاد نزد ملاصدرا به‌منزلة‌ پولیتِیای مدینة‌ او اعلام شده است. اهمیت این پژوهش ازآن‌رو است که می‌تواند به بررسی آرای فلاسفة‌ اسلامی در حکمت عملی در نسبت با علوم انسانی کمک کند و زمینه‌ای برای بررسی تفصیلی مدنیّت، سیاست و قانون در حکمت متعالیه باشد.