تحلیل و بررسی جایگاه ژئوپلیتیک ایران در طرح های انتقال منابع انرژی از حوزه دریای خزر در راستای تاثیر آن بر توسعه ژئواکونومیک آسیای میانه و قفقاز
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران
2 دانشیار دانشکده جغرافیا، گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
3 دانشیار جغرافیای سیاسی و گردشگری، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران
4 استادیار جغرافیای سیاسی موسسه آموزش عالی قشم
doi
10.22034/jgeoq.2022.333961.3611چکیده
دریای خزر(دریای مازندران) بزرگترین دریاچه(یا دریا) جهان است که میان آسیا و اروپا واقع شده و فاقد آبراه طبیعی به آب های آزاد می باشد. تا پیش از فروپاشی شوروی در سال 1991، دریای خزر(دریای مازندران) به عنوان دریای ایران – شوروی شناخته می شد ولی در عمل تحت اختیار و سلط شوروی قرار داشت و حتی استخراج نفت و تقسیم آن میان جمهوری خودمختار داخلی شوروی بدون هماهنگی با ایران در محدوده مناطق بالای خط مرهوم حسینقلی – آستارا صورت گرفته بود. به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوری و ظهور سه کشور جدید قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان، وضعیت ژئوپلیتیک(جغرافیای سیاسی) و ژئواکونومیک(یا بُعد اقتصادی ژئوپلیتیک) منطقه نیز تغییر یافت و ذخائر و منابع انرژی(فسیلی) موجود در ان توجه قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای را پیش از پیش به خود جلب کرد. با افزایش روزافزون وابستگی اقتصادی جهان به ذخائر و منابع انرژی(فسیلی) هیدروکربنی و ادامه تنش ها در خاورمیانه(جنوب غرب آسیا) و بی ثباتی آن منطقه و هم چنین ظهور روسیه به عنوان یک بازیگر اصلی در بازار انرژی(فسیلی) جهان، نفت و گاز خزر و مسیرهای انتقال انرژی آن به بازارهای مصرف نیز مورد توجه قدرت های بزرگ صنعتی و شرکت های نفتی بین المللی و جهانی قرار گرفت. از آن جا که منطقه مزبور در خشکی محصور بوده، اولین و وسیع ترین مشکل ژئوپلیتیک(جغرافیای سیاسی) این جمهوری ها و شرکت های نفتی، انتقال نفت و گاز این منطقه به بازارهای بین المللی و جهانی است که به ناچار برای عرضه انرژی باید از خطوط انتقالی استفاده شود. در این پژوهش سعی می شود با استفاده از رویکرد توصیفی – تحلیلی به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که جایگاه ژئوپلیتیک(جغرافیای سیاسی) ایران در طرح های انتقال ذخائر و منابع انرژی از حوزه دریای خزر(دریای مازندران) و توسعه ژئواکونومیک(یا بُعد اقتصادی ژئوپلیتیک) آسیای میانه(اسیای مرکزی) و قفقاز چه جایگاهی است. نتایج پژوهش نشان می بخشد که ایران با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک(جغرافیای سیاسی) ویژهای که دارد میتواند نقش ترانزیتی و اتصال این کشورها را به آبهای آزاد و اروپا داشته باشد. به عبارت دیگر، ایران با توجه به جایگاه جغرافیایی(طبیعی و انسانی) خود، به عنوان یک گزینه مناسب انکارناپذیر برای انتقال نفت و گاز کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی به بازارهای مصرف مطرح است. این مسائل علاوه بر فرصتهایی که در اختیار ایران میگذارد، چالش هایی را نیز برای ایران به دنبال داشته است، مانند حضور آمریکا و اسرائیل در منطقه. غربیها به خوبی میدانند که مسیر جنوبی و ایران، تنها مسیری است که میتواند نفت و گاز مورد نیاز اروپا را بدون نیاز به عبور از مرزهای روسیه به آنجا انتقال دهد. اما به نظر میرسد تا زمانی که اختلافهای بین ایران و ایالات متحده امریکا ادامه داشته باشد، آمریکا از انتقال انرژی حوزه دریای خزر از مسیر ایران جلوگیری خواهد کرد و همچنان خطوطی مانند باکو- تفلیس- جیحان که از ایران و روسیه عبور نمیکند، مورد حمایت ایالات متحده خواهد بود. در این راستا سعی آمریکا بر این بوده تا با شعار نه شمال، نه جنوب، غرب یا شرق و با استراتژی خط لوله(یا مسیر انتقال) چندگانه با انتقال نفت و گاز منطقه از طریق روسیه و ایران مقابله کند. بدون تردید، ایران به دلیل اختلافهای سیاسی و ایدئولوژیک در کانون سیاست خارجی ایالات متحده امریکا در منطقه قرار دارد.