بررسی نقش شیوه آموزش دانشجویان بر ارتقا میزان خلاقیت آنها نمونه موردی، دانشجویان درس درک و بیان محیط در رشته مهندسی معماری
نویسندگان
1 گروه معماری و شهرسازی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران
2 گروه معماری، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران
3 دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
10.22061/jte.2018.3306.1845چکیده
پیشینه و اهداف: خلاقیت از ویژگیهای اساسی و سازنده انسان به شمار میآید که در رشد و تکامل فرد و تمدن بشری، نقش موثری داشته و زیربنای اختراعها و دستاوردهای علمی و هنری است. بخشی از خلاقیت افراد از طریق آموزشهایی که در طول دوران مختلف زندگیشان دریافت میکنند، حاصل میآید. این موضوع به ویژه در حرفههای مرتبط با طراحی به ویژه معماری و طراحی محیط که مسئله خلاقیت در آنها از اهمیت خاصی برخوردار است، نمود بیشتری دارد. خلاقیت، حلقهی گمشدهی آموزشهای معاصر در رشته معماری است. این موضوع در دروس عملی با رویکرد خلق اثری بدیع بیشتر است. با این حال به نظر میرسد که نحوه آموزش در این گونه دروس، میتواند به رشد خلاقیت آنها کمک شایانی کند.روش ها: با این هدف در این پژوهش دو شیوه آموزش معماری مبتنی بر استاد و دانشجو مدلهای پایه در نظر گرفته شد. تاثیر آن بر درس درک و بیان محیط در طی ترم، با مقایسه میزان خلاقیت دانشجویان پس از اتمام ترم بررسی شد. بدین منظور تعداد 80 دانشجو ترم اول معماری دانشگاه آزاد تهران غرب به عنوان جامعه آماری انتخاب شده و با استقرار آنها در دو آتلیه (هر آتلیه شامل 40 دانشجو)، با دو شیوه استاد محور و دانشجو محور در طول یک ترم به تدریس درک و بیان محیط برای آنها پرداخته شد. در انتهای ترم با برگذاری آزمون تورنس، به سنجش میزان خلاقیت آنها پرداخته و آزمون های آنوا و F برای سنجش میزان معناداری نتایج بهره گرفته شد.یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که بین دو شیوهی «استاد محور» و «دانشجو محور»، شیوهی دانشجو محور در ارتقاء سطح خلاقیت دانشجویان درس درک و بیان محیط موفقتر بود.نتیجه گیری: طبق پژوهش انجام گرفته در این مقاله، در شیوه آموزشی بر پایه دانشجو محور، از آنجایی که کلاس درس به این شیوه بر طبق مشارکت فعال دانشجویان استوار است، استاد از گروهی به گروه دیگر سر میزند و با انجام بحث و گفتگو کلاس را مدیریت میکند و به دانشجویان فرصت میدهد مسئولیت بیشتری در مورد یادگیری خود به عهده بگیرند. در موارد دیگر، به بچهها فرصت میدهد تا سبک تدریس را معین کنند و با فعالیت خود کلاس را جهت دهند. سیمای کلاس در طول ترم تغییر میکند و بچهها چیزهایی میسازند و از دیگران میخــواهند تا در تکمیل آن با آنـان همکاری کنند. بــدین ترتیب وظایف دستورالعملی نیست، بلکه ایجاد میشود. شیوههای ارزشیابی نیز در اینگونه کلاسها مختلف است. در این کلاسها به ارزشیابی مستمر توجه خاص میشود از آنجا که در کلاس درس دانش آموزان با هم مقایسه نمیشوند، بلکه هر دانش آموز با خودش مقایسه میشود، نمیتوان از شکلهای سنتی ارزشیابی استفاده کرد. از این رو ارزشیابی با رویکرد حل مسئله، تهیه چک لیست مهارتها و نگرشها، ارزشیابی با توجه به پروندهی عملکردی دانشجویان و ارزشیابی با تکیه بر بیان شفاهی و ... راههای مختلف ارزشیابی مستمر تکوینی و پایانی است. در این شیوه تدریس دانشجو آزادانه تصویرذهنی خود را بیان میکند و خود به جستجو میپردازد تا اینکه به کشف و درک درستی برسد.