جهانیشدن و سرزمینسازی در جغرافیای سیاسی
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
2 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران
3 دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhgr.2012.24602چکیده
جغرافیای سیاسی دانشی مفید و اساسی برای فهم معادلهها و جریانهای بینالمللی در عصر کنونی و آینده است. مفاهیمی ماندگار و حیاتی مرتبط به زندگی انسانها، ازجمله سرزمین در این بخش از علوم انسانی مطالعه میشود، اما هماکنون بحثهای زیادی در رابطه با بیاهمّیّتشدن و از موضوعیّت افتادن مفهوم سرزمین در عصر جهانیشدن وجود دارد. بحث سرزمینزدایی آنچنان انجمنهای علمی و دانشگاهی را به خود جذب کرده که گویی جهانیشدن بهمعنای سرزمینزدایی است. این نوشتار با نگاهی آیندهپژوهانه و رویکردی نوواقعگرایانه تلاش دارد، فرایند جهانیشدن را با نگاهی سرزمینی تحلیل کند؛ بدین معنی که وجود فراملّیگرایی یا فراسرزمینی شدن جریانها انکار نمیشود، ولی به نوعی سعی در اثبات سرزمینیسازی مجدّد جریانها و پدیدههای گوناگون در عصر جهانیشدن دارد. بهعلاوه، استدلال اصلی این نوشتار این است که قلمرو سرزمینی (سرزمین و مرز) در دورهی جهانیشدن از بین نرفته، بلکه کارکرد آن متحوّل شده است. این باور نیز وجود دارد که قلمرو سرزمینی، بهدلیل نیاز انسان به تفاوت ـ و هرآنچه که جغرافیاست ـ ماندگار بوده و جهانیشدن، فراملّی شدن و... جایگاه و نقش آن را در زندگی اشتراکی انسان از بین نمیبرد.