تحلیل کارآمدی آموزش مبتنی بر نقشه مفهومی در قالب چندرسانهای بر بهبود مهارتهای اجتماعی دانشآموزان کمتوان ذهنی
نویسندگان
1 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی،دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی،دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی،دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی،دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22061/jte.2018.3198.1813چکیده
پیشینه و اهداف: به کار گیری نقشه مفهومی از جمله رویکردهای نوین آموزشی است که ریشه در رویکرد ساختن گرایی دارد. در ساختن گرایی براهمیت ساختن دانش از راه ارتباط دادن پیش آموخته ها با آموخته های جدید تأکید می شود. در این دیدگاه ارتباطی و بر اساس رویکرد نقشه مفهومی افراد بین یادگیری پیشین و جدید به جست و جو می پردازند، خودِ افراد طرح واره ها یا نقشه های ذهنی خود را می سازند و در یادگیری های جدید این نقشه های ذهنی بازنگریِ گسترده و بازسازی می شوند. نقشههای مفهومی ابزاری برای نمایش روابط بین مفاهیم؛ به طریقی منسجم و مبتنی بر سلسله مراتب است که یادگیری معنادار را آسان می سازد، زیرا که در این روش مفاهیم به صورت اجزای پراکنده از هم نبوده بلکه در قالب شبکه ای از روابط نسبت به هم قرار دارند. همچنین به دلیل برخورداری از ویژگیهای منحصر به فرد، نقشه های مفهومی در تسهیل تفکر خلاقانه نیز مؤثر می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فعال یادگیری به کمک نقشهی مفهومی معلم ساخته با تلفیق چند رسانهایدر یادگیری مهارتهای اجتماعی دانش آموزان با نیازهای ویژه (کمتوان ذهنی) بوده است. روشها: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه مورد مطالعه حاضر را دانش آموزان کم توان ذهنی در محدوده شهر دیواندره به تعداد 18 نفر تشکیل داده و نمونه مشتمل است بر 14 دانش آموز کمتوان ذهنی (خفیف) 16-14 ساله با حذف افرادی که علاوه بر مشکل ذهنی دچار اختلال جسمی نیز بودهاند. انجام نمونه گیری از نوع تمام شماری محسوب میشود. ابزار پژوهش پرسشنامه ی محقق ساخته مهارت های اجتماعی است که در سه مؤلفه تعامل با دیگران، رفتار اجتماعی سازگارانه و کنترل خود با پایایی 80/0 مورد اندازه گیری قرار گرفت. برای مقایسه مؤلفه های مهارت اجتماعی بین دو گروه کنترل و آزمایش از آزمون U من- ویتنی استفاده شد. برای مقایسه توافق بخشی پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش پس از مداخله ی اثر از آزمون رتبه های علامت دار ویلکاکسون همراه با اندازه اثر استفاده شد. یافتهها: نمرات پس آزمون نسبت به پیش آزمون در گروه آزمایش از لحاظ آماری تفاوت معناداری وجود داشت. میزان یادگیری مهارت اجتماعی دانش آموزان کمتوان ذهنی (خفیف) که به شیوه ی نقشه های مفهومی معلم ساخته با تلفیق چند رسانهای آموزش دیده بودند متاثر از این شیوه از آموزش نسبت به آنها که از روش معمول آموزش استفاده می کنند بالاتر بوده است. نتیجهگیری: آموزش مبتنیبر منظور نمودن نقشه مفهومی در قالب چندرسانهای میتواند در بهبود یادگیری خرده مقیاسهایی در زیر مجموعه مهارتهای اجتماعی، رفتار اجتماعی سازگارانه، در بهبود یادگیری مهارتهای اجتماعی به شکل تعامل با دیگران، یادگیری مهارتهای اجتماعی در شکلِ کنترل خود و در ریز مولفههایی همچون تمیز نگه داشتن میز خود، بحث و گفتگو در مورد احساسات و هیجانات خود، نشان دادن واکنش مناسب به غریبهها، تفکیک عادات خوب و بد و ابراز خوشحالی به هنگام موفقیت در مؤلفه کنترل خود موثر واقع شود. تجربه آموزش به شیوههای نقشه مفهومی معلم ساخته در تلفیق با چندرسانهای حاکی از تاثیر کاربرد شیوههای فعال و نوین در آموزش برای یادگیری معنادار در کودکان کمتوان ذهنی، عینی کردن آموزشهای دانشآموزان کمتوان ذهنی همراه با رسانههای آموزشی به روز و مؤثر مانند عکسها، فیلمها، انیمیشنها و سایر نرم افزارهای آموزشی، تهیه منابع آموزشی مورد نیاز مهارتهای اجتماعی متناسب با شرایط زمانی مناسب برای کودکان کمتوان ذهنی و ترسیم نقشههایی برای برقراری ارتباط بین اجزاء اصلی و فرعی مفاهیم مرتبط با مهارتهای اجتماعی است. مجموعهها و سازمانهای آموزشی بهتر است در توسعه و بهبود یادگیری این گروه از دانشآموزان به آنها توجه داشته باشند.