سیر تحول فلسفه تربیت حرفهای در نظام آموزشی ایران
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران
3 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
4 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22061/jte.2018.2609.1711چکیده
پیشینه و اهداف: با وجود آن که در تاریخ آموزش و پرورش کشور به موضوع تربیت حرفهای توجه شده است، درباره فلسفه تربیت حرفهای به سند علمی معتبری برخورد نمیکنیم. به عبارت دیگر بررسی شواهد اولیه نشان داد که فلسفه تربیت حرفهای در ایران به اندازه ارزش و حساسیتی که دارد مورد توجه قرار نگرفته است. برای مثال در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش صرفاً به طور کلی توجه به تربیت حرفهای را مهم شمرده است. در یک نگاه کلی شاهد آن هستیم که در دورههای زمانی مختلف با تصمیمات لحظهای مسئولان، تربیت حرفهای فراز و نشیب های فراوانی داشته است. در این فراز و نشیبهای عمدتاً بدون پشتوانه منطقی، گاه نظام تربیت حرفهای با انتقادات تندی نیز از سوی برخی از صاحب نظران تعلیم و تربیت کشور مواجه شده است، از آنجا که روشن نبودن فلسفه تربیت و ابعاد مختلف آن، از جمله تربیت حرفهای، یک خلاء در هر نظام آموزشی محسوب میشود، هدف این مقاله، شناخت فلسفه تربیت حرفهای و تبیین سیر تحول آن در ایران معاصر (از زمان تأسیس دارالفنون، تاکنون) است. روشها: جهت رسیدن به این هدف، محقق سعی نموده تا با رویکرد فلسفی و با روش تحلیلی استدلالی سیر تحول فلسفه تربیت حرفهای در ایران معاصر را مورد بررسی قرار داده تا ضمن بیان چالشها و مسائل موجود به ارائه پیشنهادهای لازم در این خصوص بپردازد. برای تحقق این هدف، با بهرهگیری از روش تحلیل اسنادی، اسناد آموزش و پرورش مورد مطالعه قرار گرفته است. یافتهها: بررسی مبانی فلسفی نظام آموزشی قبل و بعد از تأسیس جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد که روح حاکم بر فلسفه تربیت حرفهای در نظام آموزشی ایران، متأثر از چند مشرب فلسفی شامل مکاتب، رئالیسم، پراگماتیسم، لیبرالیسم و ناتورالیسم و سودگرایی است که در برخی از مبانی ارزششناختی و معرفت شناختی، با فلسفه تربیتی اسلامی تفاوت دارند. نتیجهگیری: به طور خلاصه بررسی مبانی فلسفی نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد که روح حاکم بر فلسفه تربیت حرفهای در نظام آموزشی ایران، متأثر از چند مشرب فلسفی است که در برخی از مبانی ارزششناختی و معرفت شناختی، با فلسفه تربیتی اسلامی تفاوت دارند. عمدهترین این مکاتب، عملگرایی، لیبرالیسم و سودگرایی بوده است. بنابراین چنین استنباط میشود که برنامه ریزی و اجرای برنامههای تربیت حرفهای با کاستیهای فراوان همراه بوده است و با تداوم این وضع نمیتوان به موفقیت این برنامهها در آینده امید بست. چون هر نظام تربیت حرفهای نیازمند فلسفهای است تا به کمک آن به سؤالاتی در زمینه چیستی و چرایی تربیت حرفهای پاسخهای اساسی و بنیادین بدهد. بر اساس پیش فرض مطالعه حاضر، تربیت حرفهای کارآمد یکی از بنیادیترین راهها برای تحقق برخی هدفهای هر نظام آموزشی است، و داشتن فلسفه روشن و چارچوب نظری معین برای تربیت حرفهای، یکی از نخستین اقدامات بنیادی در تحقق هدف تربیت حرفهای کارآمد است. همان طور که در این پژوهش بیان شد، و مرور پیشینه نظری و عملی پژوهش در ایران نیز نشان میدهد، نظام آموزشی کشور به طور مشخص فاقد فلسفه اعلام شده تربیت حرفهای بوده است. روشن نبودن فلسفه تربیت حرفهای، یک خلاء در هر نظام آموزشی محسوب میشود. روشن است که دارا بودن پشتوانه فلسفی به تنهایی کافی نیست، بلکه ثبات و سیاستهای مالی دولتی نیز می تواند به موفقیت طرح های تربیت حرفهای کمک نماید.