«بررسی تاثیر تصوف و عرفان اسلامی بر طریقه عرفانی بائولهای هند»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان تطبیقی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 دانشیار ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی شهید مطهری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 دانشیار ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی شهید مطهری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22099/jrt.2023.48204.2919چکیده
بررسی تاثیر تصوف و عرفان اسلامی بر طریقه عرفانی بائولهای هندچکیده:بائول اصطلاحاَ به معنای شیفته و شیدای حق است. بائولها همچون درویشان و قلندران هندو هستند که خاستگاهشان منطقه نادیا در ایالت بنگال بوده است. بطور کلی، سنت بائولی سنتی تلفیقی و التقاطی است. بائولها از هر سه دین بزرگ شبه قاره هند-یعنی هندویی، بودایی و اسلام که در آن زمان در بنگال شکوفا بودند، متاثر شدهاند. آنها در عین گمنامی، از اهمیت و جایگاه ویژهای در عرفان هندو برخوردارند. تاگور شاعر و ادیب هندی در شناساندن بائول نقش بسیار پررنگی داشته است. آزادی از هر قید و بندی ویژگی بارز زندگی عرفانی آنهاست. تصوف یکی از عناصر مهمی است که بعد از ورود اسلام به هند بیشترین تاثیر را بر بائول گذاشته است. در واقع، بائولهای بنگال محصول نهایی تلفیق و امتزاج اندیشههای سهجیه و تصوف است. برخی از شباهتهای که بین عقاید صوفیه و عقاید بائولی وجود دارد از جمله: سماع و رقص و آواز، گورو و مرشد روحانی، آزادی، بدعت و سنتشکنی، عالم صغیر بودن بدن و... نشانگر این تلفیق و امتزاج است. در این مقاله با روش کتابخانهای و با ابزار تحلیل و توصیف ضمن معرفی بائول و سیر تصوف در هند و بنگال به میزان تاثیر صوفیه بر بائولها میپردازیم .