رویکردهای عدالت آموزشی (نگاهی به جایگاه عدالت آموزشی در سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش ایران)
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت مدرس/دانشگاه مازندران
2 دانشگاه مازندران/دانشگاه مازندران
doi
10.22067/fe.v4i1.23696چکیده
هدف اصلی این پژوهش، بررسی امکان و یا امتناع تحقق عدالت آموزشی در سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش ایران است. برای دستیابی به این هدف از روش تحلیلی و انتقادی بهره گرفته شد. بنابراین، با نظر به رویکردهای عدالت آموزشی (آرمانگرا، لیبرالیستی، مارکسیستی، فمینیستی و نژادی، پسامدرن و وجودی) سند تحول بنیادین نظام آموزشی ایران مورد نقد و بررسی قرار گرفت. یافتههای حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش بر بنیاد رویکرد آرمان گرا و بر اساس آمیزهای از خوانش ایدئولوژیک از دین تدوین شده است. از این رو، به نظر میرسد که سند در تحقق عدالت آموزش دارای چالشهایی است. این چالشها از یک سو به ماهیت رویکرد آرمان گرایی و از سوی دیگر، به نگاه محدود ایدئولوژیک به عدالت بر میگردد. به نظر میرسد تحقق عدالت آموزشی نیازمند رویکردی معنوی و تکثرگرا به انسان و جامعه است. درون مایههای چنین رویکردی را در درون سنت فکری و عرفانی اسلامی میتوان بازیافت.