خداناباوری یا روی دیگر خداباوری
نویسندگان
1 استادیار گروه کلام، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران.
doi
10.22099/jrt.2023.47982.2902چکیده
از موضوعات مهم در الاهیات و فلسفه، سخن در باب خداباوری و نقطة مقابل آن، یعنی الحاد است. خداناباوران با رد جهانبینی یکتاپرستی، ایمان و سرسپردگی به فرد یا چیزی، باور به خدای متشخص و نقشآفرین در هستی و زندگی انسان، باورها و قوانین قطعی و دگم، مناسک و شعائر توحیدی، جاودانگیطلبی و آرمانشهرگرایی ادیان توحیدی و ...، در صدد ارائة دیدگاهی مستقل و بهدور از و بلکه در مقابل داشتههای خداباوران هستند. در اینجا مسأله مهم این است که، آیا ملحدان و خداناباوران در ادعای استقلال خویش و دوری از خداباوری در جهاننگری، باورها و کارکردها حقیقتاً صادق هستند یا خیر. این نوشتار، با روش توصیفی تحلیلی و با شواهد متعدد و البته تنها توسط بخشی از آنها، این ادعا که الحاد ایدهای کاملاً مستقل و متضاد و در مقابل خداباوری است، را به چالش کشیده، آن را ناراست دانسته است. شواهد و دلایل ما را به این نتیجه میرساند که الحاد ایدهای خام و ناپخته و غیرقابل دفاع و در بهترین حالت، یک کپیبردای ناشیانه و از سر استیصال از خداباوری است و بنابراین، دیدگاهی قابل دفاع و عمل نیست.